بندگان صالح خدا چيزى در مورد بناى مسجد يا ضريح براى يكى از اهل بيت خواب مىديد ، وظيفه داشت اين ضريح را به نام همان كسى كه در خواب ديده بود ، بنا كند ! « 1 »
بهطوركلى شمارى از مؤرخان و باستانشناسان ، چندين پژوهش درباره اين ضريح به دست ما رساندهاند و محل آن و تغييرات و دگرگونىهاى آن در طى زمان را توصيف كردهاند .
على باشا مبارك در خطط خود به همين ضريح اشاره كرده مىگويد : اين ضريح يا مزار در محلة الخليفه در سمت چپ كسى كه عازم القرافة الصغرى است بنا شده است ؛ در آغاز محراب كوچكى بود و سپس مسجدى به آن افزوده شد كه آنرا امير عبدالرحمن كدخدا در سال 1174 ه - بنا كرده بود . پس از آن عباس باشا در آن عمارتى بنا كرد كه داراى سه در و يك وضوخانه است ، دو تا از درها رو به خيابان قرار دارد و يك طرف يكى از آنها اين بيت شعر :
- حرم به بنت الحسين مؤرخ * بسكينة تصّب المواهب كلها
و بر طرف ديگرى بيت زير نگاشته شده است :
- ذا مسجد يا آل طه مؤرخ * شمس هدي بنت الحسين سكينة .
در سوّم نيز درى است كه در سمت قبله قرار دارد و بر دروازه اكراد باز مىشود و روى آن اين بيت نوشته شده است :
- لك مظهر بنت الحسين مؤرخ * لج ههنا التابوت فيه سكينة .
در اين مسجد ، مراسم مختلفى برگزار مىشود . اين مسجد داراى شش ستون سنگى ( از جنس مرمر ) و منبرى چوبى ، يك دكّه و دو اطاقك است كه خدمه مسجد در آن اقامت دارند ؛ قبر قديمى صاحب البحر و برادرش صاحب النهر - دو حنفى مشهور - نيز در آن است . در كنار گنبد ، پنجرهاى مشرف بر ضريح بانو سكينه ديده مىشود ؛ اين
هامش
( 1 ) - اين نظريه بسيار بىپايه و ضعيف است . معقول نيست كه گروهى از علما و عقلا صرفا بهخاطر يك رؤيايى كه در خواب ديده مىشود ، اقدام به ساختن مسجد يا ضريح و آرامگاه كنند ! درست آناست كه بگوييم آنها دلايل و اسنادى در اختيار داشتند كه به دست ما نرسيده است . از آن گذشته ما حتما بايد موضوع را پيگيرى كنيم تا در مورد هريك از ضريحها و مقبرهها و مساجدى كه به نام يكى از اوليا يا خاندان پيامبر در مصر يا جاهاى ديگرى از سرزمينهاى اسلامى ساخته شده است ، به حقيقت تاريخى دست يابيم .