شاد بودند و آرامش مىگرفتند . در علت اين نامگذارى ، نشانههاى آرامش در دوره كودكى وى را نيز گفتهاند بگونهاى كه اين لقب بر نام حقيقىاش آمنه ، پيشى گرفت . « 1 »
بانو سكينه در دامان مادرش رباب و زيرنظر پدرش امام حسين ( ع ) در مدينه رشد و پرورش يافت « 2 » و در همين دامان و در چنين محيطى راه تقوا و صلاح پيمود و امام حسين دخترش سكينه را دوست مىداشت همچنانكه مادر او رباب را نيز شديدا دوست مىداشت و روايت شده وقتى مىديد كه خانواده اين عشق و محبت را در وى مىبينند ، اين ابيات را در تأييد آن سرود :
- بهجان تو سوگند كه من خانهاى را دوست دارم كه در آن سكينه و رباب حضور داشته باشند .
- آندو را دوست دارم و تمام سعى و كوشش خود را مىكنم و هيچكس نمىتواند مرا سرزنش كند .
- من هرگز مطيع آنها [ نكوهشكنندگان ] نمىشوم چه زنده باشم و چه خاك مرا از نظر دور بدارد . « 3 »
شخصيت بانو سكينه هنگامى كه در مكه زندگى مىكرد اندك اندك نمايان مىشد . هنگامى كه به سيزده سالگى رسيد به لحاظ زيبارويى و شيرين زبانى و برازندگى و . . .
هامش
( 1 ) - در ميان مؤرخان ، مشهور همين داستان است . روايت ابواسحاق المالكى درباره وى ( ع ) نيز آنرا تأييد مىكند كه گفته است : « شما مرا به نام جدّهام مادر رسولخدا ( ص ) - كه آمنه بنت وهب بود - ناميديد » نگاه كنيد به : النجوم الزاهرة 1 : 276 و الكواكب الدرية ( المناوى ) 1 : 58 . در حالى كه ابوالفرج اصفهانى مىنويسد كه نامش امينة و أميمة بوده است .
( 2 ) - اين درست كه ولادتش در مدينه و وفاتش نيز در مدينه بود ولى سال تولد و ميزان عمرش ( س ) روشن نشده است . هرچند با توجه به سال وفاتش در روز پنجشنبه پنج روز گذشته از ربيعالاول سال 117 هجرى قمرى و اينكه در روز واقعه كربلا به عنوان زن تلقى مىشد - مىتوان گفت كه به هفتاد سالگى نزديك شده بود . نگاه كنيد به : تهذيب الاسماء 1 : 163 ، نورالابصار : 160 و شرح حال او در معارف ابن قتيبه و تذكرة الخواص و وفيات الاعيان .
( 3 ) - ابيات در زهرالآداب 1 : 100 با اندكى اختلاف در لفظ ، آمده است .