تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
چوب دستى خود با دندانهاى امام حسين يعنى همان جايى كه بوسه‌هاى پيامبراكرم بر چهره نور چشمش مىنشست ، بازى كند . يكى از مردان ، به چهره سكينه‌اى خيره مىشود كه ظاهرا از وى خوشش آمده است . پيش مىآيد تا او را بگيرد : - اميرالمؤمنين اين يكى را به من ببخش ! كودك ، وحشت زده در آغوش عمه‌اش پنهان مىشود ، عمه فرياد برمىآورد : - دروغ مىگويى و پستى مىكنى . نه از آن تو و نه از آن اوست ! - يزيد از اين گناهى كه مرتكب شده احساس غرور مىكند : - دروغ مىگويى به‌خدا سوگند از آن منست و اگر بخواهم اين‌كار را هم مىكنم ! - تأثير سرزنش ، بيشتر و بيشتر مىشود ولى زينب ادامه مىدهد : - هرگز به‌خدا ! خداوند هم آن‌را براى تو قرار نداده مگر آنكه از دين ما خارج شوى و دين ديگرى اختيار كنى ! و او فريادزنان نهيب مىزند : - آنكه از دين خارج شد پدر و برادرت بود ! - اى يزيد ! تو و پدر و جدّت به دين خدا و دين پدرم و برادرم و جدّم ، هدايت يافتيد ! از كوره بدر مىرود : - دروغ مىگويى اى دشمن خدا ! - تو امير و حكمروا و مسلطى ؛ به ستم دشنام مىدهى و زور مىگويى ؛ گرچه خداوند در اين آيه مهلتى به تو داده است : «
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
» ( سوره آل‌عمران - 178 ) ( والبته نبايد كسانى كه كافر شده‌اند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مىدهيم براى آنان نيكوست ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه [ خود ] بيفزايند و [ آنگاه ] عذابى خفت‌آور خواهند داشت ) آيا اين عدالت است اى فرزند آزادشده‌ها كه دختران و كنيزان