سكينه بهتان زده « 1 »
صافيناز كاظم
صحنه اول
دختران رسول خدا ( ص ) و همسران ، فرزندان و اهل بيتش ، با روى نپوشيده و سرهاى برهنه و پيراهنهاى پاره پاره غارتگران ، در پى كشتار و مثله كردن اجسادى كه ستارگان خاندان پيامبر بهشمار مىرفتند ، خيمههاى آنانرا مورد چپاول قرار داده و همه چيز را مىربودند ، حتى پيراهنهاى زنان را . و يكى از آنها با يورشگران درگير مىشود تا اندك لباسى برايش باقى گذارد تا خود را بپوشاند . يك غارتگر اهل كربلا گريه مىكند و در عين حال دست از دزدى و غارت برنمىدارد ! بانو زينب از وى مىپرسد : پس چرا گريه مىكنى ؟ در كمال وقاحت و بىشرمى و ضمن ادامه شيون و دزدى ، مىگويد : گريهام براى مصيبتهاى شما اهل بيت است ! و از بيرون صداى سنان بن أنس يعنى كسى كه سر حسين را از تن جدا كرده مىآيد كه فيروزمندانه آواز سرمىدهد :
- در ركابم صداى طلا و نقره مىشنوم [ زيرا ] آن سرور پوشيده صورت را من كشتم .
- كسى را كشتم كه پدر و مادرش بهترين مردم بودند و از همگان نسب والاترى داشتند .
هامش
( 1 ) - برگرفته از كتاب " رساليات فى البيت النبوى " چاپ دارالزهراء ، قاهرة 1987 م .