« رسول خدا ( ص ) فرمود : هركس سلطان ستمكارى را ببيند كه حرامهاى خدا را حلال مىكند و عهد خداى را مىشكند و با سنت رسولخدا ( ص ) به مخالفت مىپردازد و با ظلم و دشمنى با خلق خدا برخورد مىكند ولى با كردار يا گفتار خود چيزى را تغيير ندهد ، شيطان حق دارد كه او را به راه خود اندازد ! اينها پاىبند طاعت شيطان گشته و اطاعت از رحمن را ترك گفتهاند ، فساد كردهاند و حدود الهى را معطل گذاردهاند و بيتالمال را به سود خود بردهاند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام كردهاند ؛
نامهها و نوشتههاى شما را براى بيعت دريافت كردم . در آنها يادآور شده بوديد كه مرا ترك نمىكنيد و تنهايم نمىگذاريد و اگر همچنان بر بيعت خود باشيد به راه درستى رفتهايد ، من حسين بن على بن فاطمه دختر رسول خدايم ، جانم از شما و خانوادهام خانواده ، شماست ، اگر چنين نكنيد و پيمان مرا بشكنيد و بيعتم را پس بگيريد بهجان خودم سوگند كه همان كارى است كه با پدرم ، با برادرم و با پسرعمويم مسلم بن عقيل كردهايد و خودبين كسى است كه فريب شما را خورده باشد ! »
حرّ گفت : « . . . گواهى مىدهم كه اگر بهجنگى ، كشته مىشوى . »
حسين گفت : مرا از مرگ مىترسانى ؟
- ره مىسپارم و مرگ بر جوانمرد ننگ است ، اگر نيّت خيرى داشته باشد و به جهاد پرداخته باشد .
- و با مردانى چون خود همراهى كند و با هلاك شدهها مخالفت كند و از جنايتپيشهگان فاصله گيرد .
- اگر زنده مانم ، پشيمان نمىشوم و اگر مردم ، سرزنش نمىگردم .
مكر و فريب زياد مىشود ، نيروى بشر تيزتر مىشود و اوامر ابن زياد و با استناد به دستورهاى يزيد صادر مىگردد : « رحمى در ميان نباشد ، آب را از آنها دريغ كنيد ! »
اردوگاه حسين [ ع ] شكوه شهادت را رقم مىزند ، هفتاد و سه انسان با چهارهزارتن كوفيان وحشى بيدادگر از لشكريان ابن زياد ، رويارو مىشوند !
و گلهاى سرسبد خاندان نبوت از كسانى كه هنوز به ده سالگى نرسيده تا جوانان
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص٢١٠