تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
درگير شده‌ايد و خون همديگر را مىريزيد و به اين نيز بسنده نمىگردد تا اينكه عذاب دردناك براى شما ، دو چندان شود . نقش [ امام ] حسين با شهادت قهرمانانه و فداكارى فراوان به پايان مىرسد و نقش زينب : راوى داستان ، شاهد و رسواگر ستم و بيداد و زورمدارى ، آغاز مىگردد . ديرى نپاييد كسى كه خود را پيروز ميدان به‌شمار آورد از پاى درآمد و كسى كه گمان بردند او را لگدمال كرده و احاطه‌اش نمودند و به قتلش رساندند ، شكوهمند و پرصلابت ، هرگز شكست نخورد و پيروزمند گشت و زينب ، پرچم فيروز حسين را در حالى كه در عين اسارت ، جباران را در ميان افراد و نگاهبانان و برج و باروهاى مستحكم خود رسوا ساخت و آبرويشان را برد ، برافراشت . حسين در زينب زنده است خيلى قوىتر و تواناتر از آنچه بود و ديگر دشمنان هرگز نمىتوانند دوباره او را به قتل برسانند ؛ او از اسارت مرگ درآمد و در لحظه و روزهاى بعد بزرگ و فراوان و جاودانه ، پياپى متولد شد ؛ به همين دليل است كه عمروبن سعيد الأشدق كارگزار يزيد در مدينه ، از زينب گله مىكند كه حضورش در ميان مردم مدينه ، احساسات آن‌ها را برمىانگيزاند ! و فرمان‌هاى يزيد وحشت‌زده صادر مىشود : زينب را از مدينه دور سازيد . و اين عزيز و گرامى و فرزند عزيزان و گراميان ، رهسپار سرزمينى مىشود تا آنجا افتخار حضور دهد و مردم مصر به بلبيس مىآيند تا از او استقبال كنند و جگر گوشه پيامبرخدا ( ص ) و اين مرهم زخم‌ها را در قلب خود جاى دهند ! در ماه تولدش شعبان سال 61 ه - ق و در حالى كه به پنجاه و شش سالگى رسيده بود ، بانوى هاشمى سر مبارك خود را بر سينهء مصر مىنهد و به مدّت يازده ماه تا رجب 62 ه - به تضرّع و استغفار و دعا به درگاه الهى مىپردازد و پس از آن به عنوان مادر شهيدان و بانوى شهيد نبرد " دنيا " يا " محمّد " ! به رفيق اعلى مىپيوندد .