بفروشم بهخدا قسم هرگز دوست ندارم مالك تمامى دنيا باشم و حسين را به قتل رسانده باشم ، سبحان الله ! آيا حسين را بكشم چون گفته است : بيعت نمىكنم ؟ ! بهخدا قسم گمان ندارم با ريختن خون حسين ، كسى به ديدار خدا بشتابد و بار گناهانش سبك باشد ؛ خداوند در روز قيامت به او نظر نمىكند و او را نمىبخشد و گرفتار عذابى دردناك مىسازد . « 1 » در اين ميان جزييات ديگرى نيز وجود دارد . سرانجام [ امام ] حسين
همراه با خانواده خود از مدينه راهى مكه مىشود ، در آنجا نامههايى از مردم كوفه او را به اقدام براى ايستادگى در كنار او عليه يزيد فرامىخوانند : « مردم در انتظار تو هستند و جز تورا نمىخواهند ، شتاب كن ، شتاب كن . و اگر مىخواهى اقدام كن كه با سربازان آمادهاى روبرو خواهى شد ! » « 2 »
و بهدنبال اين نامهها ، پسر عموى نازنينش مسلم بن عقيل را نزد آنها مىفرستد ولى آنها چنان بزدلى نشان مىدهند كه سرانجام فتنهء عبيدالله بن زياد ! تحقق مىيابد و او مسلم بن عقيل سفير [ امام ] حسين و كسى را كه به وى پناه داده بود يعنى هانى بن عروة مرادى را به قتل مىرساند و در خمان حال قسم ياد مىكند : خداى مرا بكشد اگر چنان تورا نكشم كه تاكنون كسى در اسلام آنگونه كشته نشده است ! « 3 »
آنگاه به ستمهاى خود ادامه مىدهد و مىخواهد توجه يزيد را بهخود جلب كند ، بى محابا و با خشونت تمام دست به كشتار مىزند تا مردم را به وحشت اندازد و در عراق ، فضاى ترس و و حشت و هراسى سايهافكن گردد .
در همان حال [ امام ] حسين در مكه دست بهكار حركت به سوى آنهايى است كه از او خواستهاند براى آمدن به عراق ، شتاب كند !
هامش
( 1 ) - جزييات اين حادثه در كتابهاى تاريخ و سيره ذكر شده است به عنوان مثال نگاه كنيد به : تاريخ خليفه 144 ، الاخبارالطوال : 228 - 227 ، تاريخ الطبرى 4 : 550 - 548 ، اعلام الورى 1 : 435 - 434 ، البداية و النهاية 8 : 147 - 146 .
( 2 ) - نگاه كنيد به : تاريخ ابى مخنف 1 : 404 ، الاخبارالطوال : 229 ، مروجالذهب 3 : 64 ، اعلام الورى 1 : 436 ، تاريخ ابىالفداء 1 : 263 .
( 3 ) - نگاه كنيد به : الاخبار الطوال : 242 - 241 ، الارشاد 2 : 61 و 65 ، الكامل فى التاريخ 3 : 275 ، تذكرة الخواص : 243 .