تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
- پروردگارا تورا ديروز بسنده بود و هم‌او براى فردا نيز بسنده است . - پس غم و اندوه را تا آنجا كه مىتوانى از خود دور ساز ، كه كشيدن بار غم ، جنون است ! و مىگويد : « از خداى بترس چون قادر است و از او شرم داشته باشد چون به تو نزديك است ! » و از پدرش نقل مىكند كه وقتى كسى به او اندرز داد ، براى حفظ جان خود محافظى داشته باشد ، فرمود : « بهترين محافظ آدمى ، اجل اوست . » و از وى نقل مىكند : « رخنهء دين ، مرگ علماست ! » و : « بدترين حكمرانان كسى است كه بيگناهان از وى بترسند . » و : « بدا معامله‌اى كه در آن ، دنيا را به دين بفروشند ! » و : « روز مظلوم بر ظالم ، سخت‌تر از روز ظالم بر مظلوم است ! » و با پدرش به گفتگو مىنشيند و مىپرسد : دوستمان دارى پدر ؟ و پاسخش مىدهد : چگونه دوستتان نداشته باشم ، شما جگرگوشه من هستيد ؟ ! و گويا خطايى گرفته باشد مىگويد : پدر ، دوستى تنها از آن خداى متعال و مهربانى و دلسوزى از آن ماست ! و آنگاه كه غالبا براى زيارت قبر جدّش رسول خدا ( ص ) قصد بيرون مىكند از حمايت پدر و برادرانش برخوردار است ؛ يك‌بار شبانه با حجاب كامل از سر تا به پا و در حالى كه حسن در سمت راست ، حسين در سمت چپ و امام على [ ع ] جلوى او قرار داشتند بيرون آمد و همين‌كه به نزديكى قبر شريف رسيد ، پدر بر او پيشى گرفت و شعله شمع‌ها را خاموش كرد تا مبادا كسى بانوى بنىهاشم زينب را ببيند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اعلام النساء : صفحه 273 به روايت يحيى المازنى و نيز نگاه كنيد به زينب الكبرى ( نوشته النقدى ) صفحه 22 .