تصوير پاىبند به حجاب و پوشش كامل در پناه پدر و برادران يعنى محبوبترين مردم به رسول خدا ، در برابر خشونت تصويرى از وى پس از كشتار كربلا قرار دارد . در آن حال بىپدر و بىبرادر و جدا از همه مردان و محارم خاندانش ، حجاب برگرفته و خيمهها سوخته و زندگىاش به يغما رفته و خود هتك حرمت شده و در حالى كه مردان ابن زياد او را بدون حجابى بر چهره همراه با كاروان اسيرانى از دختران رسول خدا ( ص ) از كربلا به كوفه ، به دمشق و به مدينه سوق مىداد و هر بينندهاى را كه حسّ كنجكاوىاش بر پرهيز از خدا و چشم برگرفتن از اين چهرهها بهخاطر دوستى و محبت نسبت به خويشان پيامبر ( ص ) چيره مىشد ، به خود جلب مىكرد ولى در اين ميان كسانى هم بودند كه با ديدن اين كاروان شيون مىزدند :
« وا محمدا ! اين حسين است كه برهنه و به خون آغشته و سر از بدن جدا شده است . وا محمدا ! اين دختران اسير تو و خاندان شهداى تست كه در معرض باد قرار گرفتهاند ! »
چه آتش خشمى از گستاخى ابلهانى كه با اين شيونها و اشكها به نگاه كردن بسنده نكردند و به توصيف صحنههايى كه ديدند و غزلسرايى در زيبايىهاى چهره دختران رسولخدا ( ص ) پرداختند !
* * * حوادث تاريخى درگذرند و " زينب " ، روز به روز و حتى لحظه به لحظه در دل آنهاست و آنچه برايش اهميت دارد بود و نبود اسلام و در واقع حق يا باطل است .
فتنهء توطئهء قتل اميرالمؤمنين عثمان بن عفان مىرسد ، على بن ابىطالب به دو فرزندش فرمان مىدهد : « با شمشيرهاى خود برويد و بر دروازهء منزل عثمان باشيد و مگذاريد كسى به او آسيبى برساند . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به تاريخ ابناثير [ الكامل فى التاريخ ] 3 : صفحات 172 و 174 در ذكر كشتن عثمان و نيز على بن ابىطالب چهارمين خليفه راشدين ، نوشته محمدرضا ، صفحات 30 به بعد .