ولى ديرى نپاييد كه همان كسانى كه مردم را عليه عثمان شوراندند ، خود خواهان انتقام خون عثمان شدند و در برابر خلافت امام متقين و دروازهء شهر دانش و معلم فقها يعنى على بن ابىطالب ايستادند و به مخالفت با وى پرداختند و بنىاميه نيز آنرا جنگى تمام عيار عليه بنىهاشم و در جهت زندهكردن انتقامهاى جاهليت و براى طمع در ملك دنيا بهشمار آوردند و صحابى بزرگوارى چون : عمار ياسر با نود و پنج سال عمر ، با شور و شوق فراوان درمىآيد و ندا مىدهد : « اى مردم بياييد سوى كسانى رهسپار شويم كه مدعى هستند مىخواهند انتقام عثمان را بگيرند . بهخدا سوگند قصد آنها انتقام خون او نيست ولى مزهء مال دنيا به زير زبانشان نشسته و دآناستهاند كه حق مانع از رسيدن ايشان به شهوتها و اين دنياست . . . اينها كدام سابقه را در اسلام دارند ؟ . . . آنها با ادعاى انتقام خون عثمان ، مردم را فريب مىدهند و تنها مىخواهند به قلدرى و حكمروايى برسند بهخدايى كه جانم در دست اوست ، من با اين پرچم همراه با رسول خدا ( ص ) جنگيدم و امروز نيز با همين پرچم ، به جنگ آمدهام ! » « 1 »
و پيشگويى پيامبراكرم ( ص ) در اينكه على در راه خدا ، با قريش به جنگ خواهد پرداخت محقق مىگردد : « اى گروه قريش ، يا خود از بين مىرويد و يا خداوند كسى را بر شما مىفرستد كه گردن شما را براى دين با شمشير مىزند ؛ كسى را كه خدا قلب او را برايمان آزموده است . »
گفتند : و او كيست اى رسولالله ؟
فرمود : « او مرمت كار نعلين است » آنحضرت ( ص ) نعلين خود را براى مرمت به على [ ع ] داده بود .
اين روايت را الترمذى به نقل از ربعى بن حراش آورده است و احمد نيز مانند آنرا آورده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن اثير 3 : 309 - 308 .
( 2 ) - سنن الترمذى 5 : 634 كتاب المناقب باب 20 مناقب على بن ابىطالب حديث شماره 375 ، مسند احمد 3 : 32 و 6 : 106 .