تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
او نيز در پاسخش گفت : سپاس خدايى كه شما را رسوا ساخت و كشت و دروغتان را برملا كرد ! كنيزك گفت : سپاس خدايى كه ما را به پيامبرش گرامى داشت و از هرگونه پلشتى ، پاك و پاكيزه گرداند . اين فاجرانند كه رسوا شده و دروغ فاسقان برملا گشته و آنان ، ما نيستيم . ابن زياد لعين نگذاشت كه سخنانش به پايان رسد ، پاسخش داد : فعل خداوند در مورد اهل بيت و برادرت را چگونه يافتى ؟ ! در اينجاست كه تمامى مفاهيم والاى شجاعت و ايمان و شكيبايى تجلى مىيابد ؛ او در پاسخش گفت : چيزى جز خير نديده‌ام . اينان گروهى هستند كه خداوند سرنوشتشان را قتل قرار داده و به همين علت به قتلگاه خود رفتند ؛ خداوند [ در روز قيامت ] ، تورا با آن‌ها روبرو خواهد كرد و محكوم خواهى شد . پس ببين كه در آن‌روز چه كسى فيروز ميدان است ، مادرت به عزايت بنشيند اى ابن مرجانه . اين پاسخ قاطعانه ، خشم ابن زياد لعين را برانگيخت و او را از كوره بدر برد و در حالى كه شديدا به‌خشم و خروش آمده بود ، عمروبن حريث به او گفت : خداوند امير را نيك گرداند . او زن است و آيا زن را به‌خاطر سخنانش سرزنش مىكنى ؟ زنان كه در گفته‌هايشان سرزنش نمىشوند و به‌خاطر گفتن ياوه‌اى ، ملامت نمىشوند . ولى ابن زياد لعين خشمناك و برافروخته بود و در پاسخ به آن بانوى پاك گفت : خداوند دلم را خنك گرداند . بانو زينب [ سلام‌الله عليها ] گفت : تو ميانسال مرا كشتى و شاخه‌هاى مرا بريدى و ريشه‌ام را زدى . ابن زياد لعين در پاسخش گفت : اين زن قافيه پرداز است . پدرش نيز قافيه‌پرداز و شاعر بود ! [ بانو زينب سلام‌الله عليها ] گفت : اى ابن زياد ، در شگفت از كسى هستم كه از كشتن پيشوايانش ، لذت مىبرد و مىداند كه آن‌ها در آخرت از وى انتقام مىگيرند . « 1 »
هامش
( 1 ) - الارشاد 2 : 116 - 115 ، الكامل فى التاريخ 3 : 297 - 296 ، اعلام الورى 1 : 472 - 471 ؛ البداية و النهاية 8 : 193 .