خدا و در حضور گروه بسيارى كه به زبان مسلمان بودند ، كشته شد و به قتل رسيد . شرم و ننگ بر انصافشان . در زندگى و پس از مرگ ظلم و جور [ و گناهى نداشت كه ]
از وى برداشته شود تا سرانجام با دلى پاك و اخلاقى نيكو و با فضايلى پسنديده و حسن شهرتى پرآوازه و درشرايطى كه از سرزنش كسى بيم نداشت و در دنيا به زهد مىپرداخت و در راهت مجاهدت مىكرد و او را به راه راست خود رهنمون فرمودى ، سوى تو پرگشود .
اما بعد ، اى اهل كوفه ! اى اهل نيرنگ و خيانت و خودبينى ! خداوند ، اهل بيت را گرفتار شما و شما را گرفتار ما كرد ؛ ما آزمون خوبى پس داديم و دانش خود و برداشتهاى خود را نزد ما قرار داد [ ما را ملاك قرار داد ] بنابراين ما انبان دانش اوييم . ما را به كرامت خود بزرگ داشت و با محمد پيامبرگرامىاش ( ص ) بر بسيارى از آفريدههاى ديگرش ، برترى بخشيد ولى شما ما را دروغگو دانستيد و جنگ با ما را روا و غارت اموال ما را حلال پنداشتيد ، هرگز بهخاطر آنچه بر سر ما آورديد و خونهايى كه از ما ريختيد و از اموال ما خورديد با خويش خلوت نكرديد . تو گويى گرفتار عذاب سختى شده و انتقام كار خود را مىيابيد . پس بدانيد كه لعن و نفرين خداى بر ستمكاران است .
بدا بهحال شما اى اهل كوفه ! چه ميراثى تا پيش از شما از آن رسول خدا ( ص ) بود و چه افتخارى به شما بخشيد . شما به قتل گروهى كه خداوند آنها را در قرآن خود پاك و پاكيزه گرداند و پلشتىها را از ايشان زدود و ايشانرا بهخاطر فضل و امتيازى كه خداوند به هركس مىخواهد از آن بهرهمند مىسازد ، برخوردار ساخت ، كشتيد .
آنگاه امكلثوم دختر حضرت على ( كرم الله وجهه ) و خواهر بانوى گرامى زينب ( رض ) به سخن پرداخت و در حالى كه گريه امانش نمىداد ، گفت : اى مردم بدكار كوفه ، چه شد شما را كه حسين را تنها گذاشتيد و او را كشتيد و زنان او را اسير گرفتيد ؟ !
واى بر شما ، آيا مىدانيد چه گناهى بر دوش خود حمل كرديد و چه اموالى را به
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص١٦٦