تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اى محمد ! اين حسين در فضاى باز ، كشته و سربريده افتاده و باد بر او مىتابد او كشتهء فرزندان حرام است . اى دريغ و درد و اندوه برتو اى اباعبدالله ! ، امروز جدم رسول خدا وفات كرد . اى ياران محمد ! اينان نسل مصطفى هستند كه در كاروان اسيران جاى گرفته و اين حسين است كه سر از بدن جدا و بى عمامه و ردا [ به شهادت رسيده است ] . بانو زينب ( س ) با اين كلام رسا و با بلاغت فوق‌العادهء جملات خود تصوير بسيار گويايى از آنچه برابر كاروان مىگذشت ، تصوير كرد و سخنانش كه از دل شكسته و داغ‌ديده برآمده بود دوست و دشمن را به گريه انداخت . سخنان او تأثير به‌سزايى در نشان دادن اوج نابه‌كارى اين گروه پليد داشت و احساس خسارت جبران ناپذير و بزرگى را كه به‌وجود آورده بودند ، انعكاس داد . وقتى كاروان با حدود چهل نفر شتر كه پيشاپيش آن‌ها اسيران و سرهاى بريدهء شهدا قرار داشت به كوفه نزديك مىشد ، [ امام ] زين‌العابدين [ ع ] كه سوار بر شترى لخت ، در حالتى بيمار و رنجور و غمگين و پردرد از آنچه بر اهل بيت شريف پيامبر و پيشاپيش ايشان پدر عزيزش گذشته بود در اوج درد و عذاب چنين مىگفت : - اى قوم بد نهاد ، نفرين بر شما . اى قومى كه رعايت " احمد " را در ما نمىكنيد . - اگر روز قيامت ما و رسول خدا به ديدار هم نمىرسيديم هرگز به ما نمىگفتيد . - ما را سوار بر محمل بىپوشش به هرجا مىبريد گويى هرگز دينى براى شما نياورده‌ايم . - اى بنىاميه ! اين چه برخوردى است كه در اين مصيبت‌ها با ما مىكنيد و توجهى به ما نداريد ؟ - شما از خوشحالى و شادى كف مىزنيد و در گردنه‌هاى زمين ، دشناممان مىدهيد . - مگر جدّم رسول خدا نبود كه مردمان را از گمراهى بدر آورد و هدايت كرد ؟ - اى حادثه كربلا ! تو در من اندوهى كاشتى و خداوند پرده از كار بدكاران مىگيرد . همين‌كه چشم كوفيان بر اين كاروان افتاد به كودكان [ كاروان اسيران ] و در همان
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد هادي الخسروشاهي