اى محمد ! اين حسين در فضاى باز ، كشته و سربريده افتاده و باد بر او مىتابد او
كشتهء فرزندان حرام است .
اى دريغ و درد و اندوه برتو اى اباعبدالله ! ، امروز جدم رسول خدا وفات كرد .
اى ياران محمد ! اينان نسل مصطفى هستند كه در كاروان اسيران جاى گرفته و اين حسين است كه سر از بدن جدا و بى عمامه و ردا [ به شهادت رسيده است ] .
بانو زينب ( س ) با اين كلام رسا و با بلاغت فوقالعادهء جملات خود تصوير بسيار گويايى از آنچه برابر كاروان مىگذشت ، تصوير كرد و سخنانش كه از دل شكسته و داغديده برآمده بود دوست و دشمن را به گريه انداخت . سخنان او تأثير بهسزايى در نشان دادن اوج نابهكارى اين گروه پليد داشت و احساس خسارت جبران ناپذير و بزرگى را كه بهوجود آورده بودند ، انعكاس داد .
وقتى كاروان با حدود چهل نفر شتر كه پيشاپيش آنها اسيران و سرهاى بريدهء شهدا قرار داشت به كوفه نزديك مىشد ، [ امام ] زينالعابدين [ ع ] كه سوار بر شترى لخت ، در حالتى بيمار و رنجور و غمگين و پردرد از آنچه بر اهل بيت شريف پيامبر و پيشاپيش ايشان پدر عزيزش گذشته بود در اوج درد و عذاب چنين مىگفت :
- اى قوم بد نهاد ، نفرين بر شما . اى قومى كه رعايت " احمد " را در ما نمىكنيد .
- اگر روز قيامت ما و رسول خدا به ديدار هم نمىرسيديم هرگز به ما نمىگفتيد .
- ما را سوار بر محمل بىپوشش به هرجا مىبريد گويى هرگز دينى براى شما نياوردهايم .
- اى بنىاميه ! اين چه برخوردى است كه در اين مصيبتها با ما مىكنيد و توجهى به ما نداريد ؟
- شما از خوشحالى و شادى كف مىزنيد و در گردنههاى زمين ، دشناممان مىدهيد .
- مگر جدّم رسول خدا نبود كه مردمان را از گمراهى بدر آورد و هدايت كرد ؟
- اى حادثه كربلا ! تو در من اندوهى كاشتى و خداوند پرده از كار بدكاران مىگيرد .
همينكه چشم كوفيان بر اين كاروان افتاد به كودكان [ كاروان اسيران ] و در همان
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص١٦٣