ملاء عام حاضر شد . فتواى امام مالك در نقض بيعت منصور عباسى با اين عبارت كه : « شما وادار به بيعت شديد و كسى كه وادار شده است ، سوگند و عهد و پيمانى ندارد » مشوق او در اين عمل بود .
علاوه بر فتواى مزبور ، نامههايى كه از شهرهاى مختلف اسلامى در تأييد وى مىرسيد نيز او را تشويق به اينكار كرد ؛ نامههايى كه به گفتهء مؤرخان ، اغلب آنها توطئهاى از سوى خليفه منصور و اعوان او بود تا محمد و برادرش خود را نمايان كنند و دستگيرى آنان براى عباسىها آسان گردد .
سرانجام محمد و برادرش ظاهر مىشوند و كارزار روشنى ميان كسانى كه حق داشتند و آنهايى كه اين حق را غصب كردند ، آشكارا درمىگيرد .
محمد ، برادرش ابراهيم را براى گسترش دعوت خود و گرفتن بيعت به بصره اعزام مىكند ؛ پيش از آن ، آندو به همراه پيروانشان به زندان مدينهء منوره رفتند و آندسته از زندانيان اهل بيت را كه هنوز زنده بودند ، آزاد ساختند و كارگزار منصور عباسى را دستگير و زندانى كردند . گفته شده است : منصور عباسى سعى كرد ابراهيم را كه بهطور ناشناس راهى بصره شده بود دستگير كند ولى موفق به اينكار نشد .
سرانجام ابراهيم به قول الذهبى « 1 » « مخفيانه همراه با ده تن » به بصره رسيد . در آنجا پيروان بسيارى يافت و پس از شكست دادن كارگزار منصور در آنجا ، بر دارالاماره ( مركز حكومتى ) چيره شد و فقهاى بصره و ديگر مقامات و بزرگان و علماى آنجا از وى حمايت كردند ؛ زيدىها و معتزله با همكارى امام ابوحنيفه زير پرچم وى قرار گرفتند و محرمانه با او مكاتبه كردند ؛ از فتواى امام مالك به النفس الزكيه نيز پيش از اين سخن گفتيم .
ابراهيم توانست مردم واسط ، اهواز و فارس را به فراخوان خود ملحق كند و مبايعت با امامت برادرش محمد النفس الزكيه را از آنها گرفت ؛ اين دو برادر پيش از آن كسانى را به سرزمينهاى اسلامى از جمله مصر اعزام داشته بودند كه مورد استقبال قرار گرفته بودند .
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، 6 : 219 .