آغاز همزمان نبردها در مدينه و كوفه بود . نيز گفته شده كه تأخير ابراهيم در آغاز نبرد ، به علت بيمارى وى بوده است . همچنانكه گفته شده كه شتاب برادرش محمد براى جنگ ، باعث شكست آنها شد و اگر دو برادر در يك زمان به جنگ با نيروهاى منصور عباسى مىشتافتند ، چهره تاريخ دگرگون شده بود . » « 1 »
كشته شدن ابراهيم - شهيد باخمرا - اركان دولت عباسى را به سختى لرزاند و مىرفت كه آنرا درهم بريزد تا جايى كه مورخ الحافظ الذهبى مىگويد : « خليفه منصور عباسى آرام و قرار نداشت ، لشكريانش را آماده مىكرد و به مدت پنج شب خواب به چشم نديد و هر روز با شكاف و رخنهاى روبرو مىشد . » « 2 » منظور از شكاف يا رخنه در اينجا حملات و قيامها عليه حكومت عباسيان است .
الذهبى دربارهء منصور عباسى مىافزايد : « . . . اگر خوش اقبالى وى نبود تاج و تختش فرو مىريخت ؛ اگر ابراهيم در كوفه لشكريان منصور را مورد حمله قرار مىداد ، مسلما پيروز مىشد ولى او يعنى ابراهيم ملاحظاتى داشت و مىگفت : بيم آن دارم كه اگر حمله برم ، خون كوچك و بزرگ ريخته شود ، يارانش نيز با وى اختلاف نظر داشتند . » « 3 »
واقعيت آناست كه از جمله دلايل شكست ابراهيم - خلاف آنچه گفته شد - آن بود كه خليفهء عباسى منصور ، مىتوانست كوفه را حفظ كند زيرا موقعيت استراتژيكى داشت و در جريان قيام ابراهيم مردم را واداشت كه لباسهاى سياه بر تن كنند و هركسى متهم به همكارى و هوادارى از علويان مىشد ، سرنوشتى مرگبار يا زندان داشت . و اگر سيدى ابراهيم در كنار شهرهايى كه ياد كرديم بر كوفه نيز چيره مىشد ، سرنوشت اين نيروها عوض مىشد بهويژه كه محمد النفس الزكيه و ابراهيم در پى شورش خود ،
هامش
( 1 ) - تاريخ الاسلام السياسى و الدينى و . . . 2 : 138 - 137 . او يادآور مىشود كه قيام محمد در مدينه در اول رجب 145 هجرى بود و شورش برادرش ابراهيم در بصره در اول ماه رمضان همان سال يعنى دو ماه پس از قيام محمدالنفس الزكيه صورت گرفت .
( 2 ) - تاريخ الاسلام 9 : 39 حوادث سال 145 هجرى .
( 3 ) - تاريخ الاسلام 9 : 40 حوادث سال 145 هجرى ، سيراعلامالنبلاء 6 : 222 شماره 106 شرح حال ابراهيم بن عبدالله بن الحسن .