تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
ولى وقتى دانستند كه چه بر خانوادهء آن‌ها آمده محمد - بنابه گفتهء يعقوبى در تاريخ خود « 1 » و المسعودى در مروج‌الذهب و معادن الجوهر « 2 » - كسى را نزد پدرش در زندان فرستاد تا با وى به رايزنى بپردازد ولى پدر او را تشويق كرد كه به رغم آزار و شكنجه‌هايى كه خود و خانواده مىبينند به مبارزه و جهاد خود در راه احقاق حق اهل بيت ادامه دهد . در اينجا بود كه محمد و ابراهيم در تدارك علنى ساختن فراخوان خود برآمدند ؛ بدين ترتيب آن‌ها منصورعباسى را به ستوه آوردند زيرا اركان دولت عباسى را تهديد مىكردند . منصورعباسى در سال 144 هجرى به حج مىرود و وارد مدينه منوره مىگردد ، در آن‌جا زندانيان اهل بيت را به حضورش مىآورند تا آن‌ها را تنبيه كند و برخى را به گفته طبرى « 3 » سوار بر شتران بىركاب و بدون زين و لخت به زندان‌هاى ديگرى انتقال دهد يا اغلب آن‌ها را در زندان‌هاى زيرزمينى حبس كند تا نتوانند سياهى شب و روشنى روز را تشخيص دهند . منصور عباسى ، بر شدّت آزار و شكنجه بزرگان اهل بيت مىافزايد تا سرانجام عبدالله المحض و برادرانش ابراهيم القمر و الحسن المثلث بر اثر خفگى در سياهچال‌هاى زندان وفات مىكنند . در اين اوضاع و احوال محمدالنفس الزكيه و برادرش ابراهيم در پى آنچه بر سر خويشان آن‌ها از اهل بيت پيامبر [ ص ] آمده بود ، چاره‌اى جزعلنى كردن قيام خود نداشتند . عملا نيز در جمادىالآخر سال 145 هجرى ( 762 ميلادى ) محمدالنفس الزكيه در پى بيعت مردم با او در مكه و مدينه يعنى حجاز و گرفتن عنوان اميرالمؤمنين در
هامش
( 1 ) - تاريخ اليعقوبى 2 : 221 . ( 2 ) - مروج الذهب 3 : 301 و 306 . ( 3 ) - تاريخ الطبرى 6 : 174 حوادث سال 144 هجرى و نگاه كنيد به تاريخ‌الاسلام 9 : 18 حوادث سال 144 هجرى .