امت شناخته شوند ، در اين صورت امت دليل كافى براى اقدام كردن به جنگ و تصفيه دارد ، به همانگونه كه چنين رو به رو و درگير شدن ، عناصرى را كه واقعا كافر شدهاند از ديگران كه فريب خوردهاند جدا مىكند و شناخته مىشوند . به همان گونه كه در تصفيهء عناصر معاندى كه سد راه پيشرفت امت به شمار مىروند سهيم مىشود . و اين همان چيزى است كه قرآن را « محق » مىنامد .
«
وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ
- و كافران را نيست و نابود كند . »
جهاد و آرزوهاى كاذب
[ 142 ] ه : و يكى از دلايل جنگ جهادى اين است كه به مؤمنان شايستگى دخول در بهشت را مىدهد ، كه جايگاه مجاهدان بردبار است ، و اگر مسلمان وارد جنگ نشود ، چگونه مجاهد صابر از بازنشستهء شكست خورده تميز داده مىشود .
«
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ
- آيا گمان كرديد كه به بهشت درخواهيد آمد ، پيش از آنكه خدا بداند چه كسان از شما جهاد كردند و چه كسان شكيبايى نمودند ؟ » / 669 آدمى دل خود را به آرزوهاى فراوان خوش مىكند كه به خيال بيشتر شباهت دارد تا به واقعيت : آرزوى رسيدن بدون رنج به ثروت بىشمار ، و به سلطنت و فرمانروايى بدون قابليت ، و به شهرت بدون شايستگى ، و بشر نيازمند آن است كه دهها بار مزهء تلخى زندگى را بچشد تا به اين امر قانع شود كه اين آرزوها ، رؤياهايى كودكانه است . و به همين گونه است كه بعضى از مؤمنان براى خود آرزوى بهشت مىكنند كه بدون انجام دادن عمل صالح و فداكارى و جانبازى نصيب ايشان شود ، و قرآن ايشان را از داشتن اين آرزوى باطل نهى مىكند كه نتايجى خطرناك دارد كه بر اثر آنها در دنيا از عمل كردن بازمىمانند و در آخرت آنان را در حالى مواجه با آتش قرار مىدهد كه پشيمانى سودى برايشان ندارد و اميدى براى بازگشت ايشان به زندگى و قوم كردن وجود ندارد .