تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
ترس و جزعى است كه نصيب انسان ساده در ميدان جنگ مىشود و از خود مىپرسد : جنگ براى چيست ؟ چرا بايد بجنگيم ، و چرا بايد مردم را بكشيم ؟ قرآن در دلهاى مؤمنان آرامش و اطمينان و احساس رضايت موقتى از اين واقعيت را ارزانى مىدارد و در وقت خود آن را به احساسى عاليتر تبديل مىكند ، و نظر او را متوجه ابعاد مثبت مسئله مىسازد ، و آن شكر خدا براى نعمتهاى او و عمل كردن به مسئوليتهاى برخاستهء از اين نعمتها است .

ربّيّون چگونه مىجنگيدند

[ 146 ] و جنگ در تاريخ رسالتها چيز تازه‌اى نيست . از قديم در كار بود ، و جنگاوران رسالتى ( ربيون ) از مبرزترين كسانى بودند كه قدم به ميدانهاى جنگ مىنهادند ، سستى نفسانى ( ترس و فزع و دودلى ) و ضعف بدنى و كسلى به ايشان راه نداشت ، بلكه با اطمينان قلبى و با بدنهاى نيرومند و با برخوردارى از نشاط جنگى به مبارزه برمىخاستند و بردبارى نشان مىدادند و خدا در دنيا پيروزى نصيب ايشان مىكرد و در آخرت فردوس برين . «
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ
- و چه بسيار پيامبران كه مردان خداى فراوان همراه با ايشان كارزار كردند . » كلمهء « كأين » دلالت بر زيادى شماره دارد ، و كارزار كردن همراه با او دليل بر آن است كه خود پيغمبران نيز به نبرد برمىخاستند ، و ربّيون منسوب به ربّ هستند ، يعنى مجاهدان در راه خدا . «
فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
- و از آنچه در راه خدا به ايشان رسيد دچار سستى و زبونى نشدند و درمانده و ناتوان نماندند ؛ و خدا بردباران را دوست مىدارد . » عناصر پيروزى در نزد ايشان كامل بود : نيرومندى روحى و قناعت به تفكر و آمادگى براى فداكارى در راه آن ، و نيروى بدنى و مادى و نشاط و بردبارى .