شاهدان بگيرد ، و خدا ستمگران را دوست نداد . » پس او ، به نوبهء خود ، به كسى ظلم نمىكند ، و اگر پيروزى و پيشرفت نصيب كند ، پس از آن است كه امت شايستگى خود را از طريق فداكاريهاى سخاوتمندانه نشان داده باشد ، و اگر جز اين باشد ، نعوذ باللّه ، در حق ملت مغلوب شده ستم كرده است .
[ 141 ] ج : سپس دلهاى مؤمنان كاملا از داشتن شك دربارهء رسالت و تعليمات آن پاك نيست ، و به آتشى براى پاك شدن نياز دارد ، و به فداكاريهايى كه همان آتش است . انسانى كه براى رسيدن به چيزى فداكارى مىكند ، هر چه زودتر به آن متمسك مىشود ، و اين بر عكس كسى است كه آن را رايگان و بدون فداكارى به دست آورده باشد . تاجرى كه مالى به دست آورده ، به نگاهدارى از آن حريصتر از پسر خود او است كه آن مال را به ميراث و / 668 بدون رنج به دست آورده باشد . به همين گونه مؤمن فداكارى كردهء در راه ايمان خود ، ايمانى قويتر از كسى دارد كه چنين نبوده باشد .
«
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
- و ( اين براى آن است ) كه خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند بيازمايد . » د : كافران دشمنان سرسخت حقّاند ، و با پيشرفت امت مخالفت نشان مىدهند ؛ اينان كسانى هستند كه مصالح قوم خود يا هواهاى نفس خويشتن را بر مصلحت امت ترجيح مىنهند . به سدهاى راهى مىمانند كه اصلاح كردن آنها ممكن نيست و مىبايستى كاملا از سر راه برداشته و به دور افكنده شوند ، ولى چگونه امت مىتواند اين عناصر را بشناسد ، و آنها را از عناصر ديگر آويخته به آنها يا خاضع نسبت به آنها به سببهاى برخاستهء از ضعف يا عواطف بازشناسد ؟ و چگونه اين حق براى رسالت پيدا مىشود كه مردمان را به اين بهانه كه سد راه پيشرفت آيندهء امّتاند به قتل برساند ؟ چگونه مىشود درستى اين عمل را براى تودهء مردم به اثبات رسانيد .
اما اگر رو به رو شدن گرم صورت بگيرد ، و اين عناصر تهديد بزرگى براى