تشويق كسانى كه كار نيكو مىكنند و به آنان وعدهء بهشت و رستگارى مىدهد ، و تهديد و ترساندن كسانى كه به كارهاى بد مىپردازند و به ايشان وعيد آتش دوزخ و شقاوت و بدبختى مىدهد . و اين همه براى آن است كه يك نيروى اجرايى از خود آيهء قرآن سرچشمه بگيرد .
آنچه باقى مىماند ، جدل است كه براى كتابى كه نشان از اعتقاد دارد ضرورى است ، چه در دلهاى مردمان ساده دل شبهههايى وجود دارد كه مىبايستى پيش از تزكيهء نفس به پالودن آنها بپردازند ، و راه تصفيه و پالودن جدل و مناقشه است .
و قرآن نشانهء مهمى دارد كه همهء جوانب آن را فرامىگيرد ، و آن نشانهء حيويت و زنده بودنى است كه هر انديشه را به صورت واقعيتى درمىآورد كه در برابر چشم مردمان حركت مىكند ، و اين نشانه و خصوصيت با يكى از دو چيز تحقق پيدا مىكند : يا قصههاى تاريخى است كه حقيقت داشته و پيش از اين به وقوع پيوسته است ، و يا امثالى است كه حقيقت خارجى ندارد و تنها به عنوان مثل آورده شده است .
و اين تقسيمبندى در قرآن كريم فرصتى براى فهم كتاب خدا در اختيار ما قرار مىدهد ، چه خود تقسيم يك نص - هر چه مىخواهد باشد - به شخص قدرتى فراوان براى اكتشاف پوشيدگيهاى آن عطا مىكند .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: احمد آرام
ص٥٩