باشد ، عنوان متشابه پيدا مىكند .
و به همين سبب است كه در حديث ، در تفسير متشابه آمده كه « چيزى است كه بر شخص نادان نسبت به آن سبب ايجاد اشتباه مىشود » ، و بنا بر اين بر كسى كه فهم قرآن بهرهء او نشده ، دو كار ضرورت دارد :
1 - اين كه در كنار چنين آيه توقف كند ، و گرفتار غرور نشود و چنان تصور نكند كه بر فهم آن توانا است و به تفسير آن نپردازد و ديگران را گمراه نسازد .
2 - اين كه از شخصى با درجهء فهم بالاتر بخواهد كه معنى آيه را به او بياموزد ، و اگر حتى با اين آموزش هم نفهمد ، لازم است كه دانا شدن بر آن را به اهلش واگذارد .
به همين حقايق در آيه ذيل اشاره شده است :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ - هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ - وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ، فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ »
( 7 / 3 ) - او است آنكه بر تو كتاب فرو فرستاد : آياتى از آن محكم است كه مادر و اساس كتاب است ، و آيات ديگرى متشابه ، اما كسانى كه در دلهاشان شك است ، براى فتنهجويى و تأويل كردن آن به پيروى از متشابهها مىپردازند .
و در حديث از امام صادق ( ع ) چنين آمده است : « در قرآن محكم و متشابه است ؛ به محكم ايمان داريم و به آن عمل مىكنيم ، و اما به متشابه ايمان داريم ولى به آن عمل نمىكنيم » « 6 » .
هامش
( 6 ) - تفسير صافى ، ج 2 ، ص 18 .