تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
هنگام كه يك عرب كلمهء « قرب » را در ميدان مخصوص « اقترب » به كار مىبرد ، يا حتى كلمهء « سار » را به جاى « سارب » مورد استفاده قرار مىدهد ، سايه‌هاى دو كلمه با يكديگر آميخته مىشود و الهامبخشيهاى خاص آن از ميان مىرود . - ثانيا : چنان در اذهان ما جايگزين شده است كه الفاظ عربى معانى جامد و محدود شده دارند ، و احساس ما نسبت به محور شعاع كلمه از ميان رفته است . هنگامى كه كلمهء « جنّ » را به كار مىبريم ، آفريدهء عجيب و غريبى در ذهن ما جلوه‌گر مىشود ، بدون آنكه لحظه‌اى به اين انديشه بيفتيم كه ميان اين آفريده و كلمهء « ج ن ن » چه ارتباطى وجود دارد . كلمهء « جنين » را به كار مىبريم ، بدون اين كه بدانيم در اين نامگذارى ارتباطى با معنى موجود بودن فرزند در شكم مادرش وجود دارد : « جنين » و « جنّ » هر دو از چشم مردمان پوشيده‌اند . و به همين گونه لفظ « خمر » را براى شراب مستىآور ، و لفظ « خمار » را براى روپوش زنان به كار مىبريم ، بىآنكه توجه داشته باشيم كه وجه مشترك در اين هر دو لفظ كيفيت « پوشاندن » است كه يكى از آنها عقل را مىپوشاند و ديگرى چهره را . و بدين گونه الهامبخشيهاى لفظ عربى تداخل پيدا مىكند و از اين راه فهم مهمترين خصوصيت از خصوصيات لغت عربى از دست مىرود كه اگر از دست نرفته بود فهم قرآن براى ما بسيار آسان مىشد . بنا بر اين بر ما واجب است كه از فهم تقليدى الفاظ عربى خود را كنار بكشيم و به افق برترى برسيم كه معنى الهامى كلى از آن استشمام مىشود . و اين كناركشيدن و بيرون آمدن براى فهم قرآن كريم ضرورى است ، چه در قلهء بلاغتى قرار دارد كه به صورت رعايت تناسب فراگير ميان موضوع و لفظ و ميان واقعيت و تعبير از آن خلاصه مىشود . و بنا بر اين كشف منحنيهاى تعبيرى و الهامبخشيهاى لفظى ، در فهم قرآن بيش از هر كتاب ديگر ، حايز اهميت خاص است ، چه در اين كتاب اساسى همين امر به صورتى خاص و توصيف ناپذير مورد نظر بوده است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 61 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي