/ 45
قرآن حكيم ، در ميان محكم و متشابه
از آنجا كه قرآن مجيد خطاب مستقيم از خداى آفرينندهء هر انسان و به هر انسان است ، ناگزير مىبايستى قابل فهم همهء انسانها بوده باشد . به همان اندازه كه بر ايشان مسلّط باشد مفهوم است ، از آن رو كه خطاب است ، و بدين سبب مسلّط است كه از خدا است ، و چون مردمان از لحاظ علم و ايمان با يكديگر اختلاف دارند ، ناگزير آيات قرآن درجات گوناگون دارد ، و دشوارى از همين جا پيش مىآيد ، بدان جهت كه درجهء عالى براى كسانى كه درجهء پايين دارند نامفهوم است .
و در اين جا خود قرآن براى حل كردن مشكل دخالت مىكند ، و آن بدين گونه است كه مردمان را در مرزهاشان نگاه مىدارد و به آنان فرمان مىدهد كه آيهء نامفهوم را كنار گذارند . آن را براى كسانى كنار گذارند كه درجات دانش ايشان با آن متناسب است ، و خودشان از آياتى پند و دستور گيرند كه در حدّ و مرز افكارشان است و با تراز پختگى عقلى ايشان مىخواند . و قرآن حكيم آيهء قابل فهم را به نام « محكم » مىخواند ، و آن را كه درجهاى برتر از سطح فهم خواننده دارد « متشابه » ، و به مردمان فرمان مىدهد كه از محكم پيروى و متشابه را ترك كنند .
/ 46 و از اين جا درمىيابيم كه مردمان در تفاوت گذاشتن ميان محكم و متشابه با يكديگر برابر نيستند . محكمى كه در نزديك فرد مسلمان آشكار مىنمايد و با سطح فكرى او سازگار است ، نسبت به فرد ديگر كه سطح فكرى پايينترى داشته