پس آن چه را كه طبيعة در معرض فراموشى ميان دو تاجر نمىشود ، يا منكر شدن يا سرقت در آن راه ندارد ، ثبت نمىكنند و شاهدى براى آن نمىگيرند .
/ 481 «
وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ
- و چون داد و ستد كرديد ، كسانى را به گواهى بگيريد ، » چرا كه خدا آن را بهتر مىداند و از پيدا شدن اختلاف در آينده ، بخصوص در معاملات بزرگ همچون در املاك ، جلوگيرى مىكند .
«
وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ
- و نبايد كه نويسنده و گواه زيان ببينند ، » و از اين كه گفتار طرفين را نوشته يا گواه شنيدن گفتههاى ايشان بودهاند در معرض زيان قرار گيرند .
«
وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ
- و اگر چنين كنيد از راه خدا بيرون رفتهايد . » پس زيان رساندن به نويسنده يا گواه آنان را به انحراف از حق و پناه بردن به آنكه نيرومندتر است وا مىدارد ، و ممكن است تو امروز نيرومندتر باشى ولى فردا دشمن تو چنين شود ، در صورتى كه حق هم با تو است ، و اگر زيان رساندن و آزار نويسنده و گواه در جامعه رواج يابد ، و در نتيجه اسناد و گواهيهاى نادرست به جريان افتد ، تو قربانى اين فسوق و انحراف از حق شدهاى ، و به همين سبب قرآن گفته است :
« فُسُوقٌ بِكُمْ »
يعنى تباهى و فسادى است كه همهء شما را فرامىگيرد ؛ و در اين جا يك شكاف قانونى است كه پرهيزگارى آن را مىبندد ، چه به فرمان خدا همگان بايد ، به پيروى از ايمان به خدا ، از زيان رساندن و آزردن نويسنده و گواه خوددارى كنند ، تا فسوق و فساد انتشار پيدا نكند . و در پايان خدا ما را به ارتباط ميان پرهيزگارى و دانش متذكر مىسازد و مىگويد كه اگر تقوى از ايمان به خدا سرچشمه مىگيرد ، علم و دانش نيز نعمتى از نعمتهاى خدا و بر ما است كه به يكى از آن دو بسنده كنيم و از ديگرى چشم بپوشيم :
«
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
- و از خدا بترسيد و او است كه به شما علم آموخته و خدا بر هر چيزى دانا است . »