اين آيه درازترين آيه در قرآن و بحث آن مشتمل است بر ارتباط ميان پنهان و آشكار ، و روح و جسم ، و ايمان و علم ، و در نتيجه ميان اندرزهاى اخلاقى و نظامهاى اجتماعى ، و در آن توصيه مىشود كه با استفادهء از هر وسيلهء مادّى يا معنوى مشروع و ممكن بايد بكوشيم تا به حق برسيم ، و در را در برابر بعضى از وسايل و افزارهاى تازه / 482 همچون تحقيقات جنايى براى پيدا كردن حق ، و برداشتن اثر انگشت ، و كشف خطهاى اشخاص مختلف از طريق علما ، و استفاده از اسباب اكتشاف دروغگو از طريق كند و تند شدن ضربانهاى قلب و نظاير اينها ، باز مىگذارد .
اسلام در حقيقت استفادهء از هر وسيلهء مادّى را كه سبب دست يافتن ما به علم قطعى دربارهء حقيقت مىشود ، براى ما مجاز مىداند ، و در كنار اعتماد بروح تقواى برخاستهء از جانهاى مؤمنان ، اعتماد بر آنها را نيز مىپذيرد .
[ 283 ] و براى تكميل بحث دربارهء قرض ، قرآن از رهن چنين سخن مىگويد :
«
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
- و اگر در سفر باشيد و نويسندهاى نيابيد ، پس گروگان بگيريد . » گرو گرفتن به دوام يافتن ارتباط بازرگانى در ميان مردم مدد مىرساند ، و اين كار به خودى خود مطلوب نيست ، بلكه هدف آن نگاهدارى حق شخص بستانكار است .
«
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
- پس اگر يكى از شما چيزى را به امانت نزديكى ديگر گذاشت ، آن كس كه امانت به او سپرده شده ، بايد آن را پس بدهد و از خداى پروردگارش بترسد . » به كسى كه به تو اعتماد كرده و امانتى به تو سپرده ، خيانت مكن و آن را به او پس بده و از خدا بترس و بدان كه او دير يا زود از تو مطالبه مىكند و آن را مىگيرد و به صاحبش بازمىگرداند .
«
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ