/ 480 به همين سبب لازم است به جاى يك مرد دو زن گواه شوند ، تا فراموشكارى يكى به وسيلهء ديگرى جبران شود :
«
أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
- تا اگر يكى از آن دو زن فراموش كند ، ديگرى به يادش آرد ، » و چون از گواهان بخواهند كه براى اداى شهادت حاضر شوند ، بايد حضور يابند ، چه ممكن است با اين حاضر نشدن حقّى ضايع شود .
«
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا
- و چون گواهان را بخوانند ، نبايد از آمدن خوددارى كنند . » و لازم است دين خود را ، چه كم باشد چه زياد ، و تاريخ پرداخت آن را بنويسد :
«
وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ
- و از نوشتن مقدار دين و تعيين مدت ، خواه كوچك باشد يا بزرگ ، دلگير نشويد ، » چه بدون نوشتن ممكن است نزاع پيش آيد ، و نزاع هر اندازه هم كوچك باشد از لحاظ تأثير و زيان بزرگ است و به اين گونه كارهاى نيك آسيب مىرساند .
«
ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا
- اين براى شما در نزد خدا بهتر و عادلانهتر ، و براى آگهى استوارتر و به اين كه شك و ترديد نكنيد نزديكتر است . » پس خدا اين را دوست دارد ، بدان جهت كه از خوردن مال حرام جلوگيرى مىكند ، و كار گواهى دادن را آسان مىسازد ، چرا كه متن نوشته شده دليلى نيرومند بر حقّانيّت است و به همين سبب از شيوع شك و ترديد در اجتماع اسلامى جلوگيرى مىكند ، و نيز از بىاعتمادى كه در متزلزل ساختن معاملات بازرگانى سهمى دارد ممانعت به عمل مىآورد .
«
إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلَّا تَكْتُبُوها
- مگر آنكه بازرگانى حاضر و نقدى باشد كه دست به دست مىكنيد ، كه بر شما باكى نيست كه آن را ننويسيد . »