بايد بنويسد به او به حق املا كند ، » و نه اين كه هر چه دلش خواست بنويسد ، / 479 چه وام گيرنده در معرض آن است كه در پايان مدت مورد مطالبه قرار گيرد و بر وى لازم است كه بيشتر از آنچه بر وى واجب خواهد شد آگاه شود .
«
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً
- و از خداى پروردگار خود بترسد و چيزى از آن را نكاهد . » و در اين جا نقش تقوا آشكار مىشود ، چه ممكن است وام گيرنده به حقه بازى بپردازد و در ضمن نوشتن به همهء دينى كه دارد اعتراف نكند يا مهلت پرداخت آن را تغيير دهد ، و بنا بر اين لازم است از همان آغاز با ترس از خدا براى خوردن مقدارى از مال مردم نوشتهء رسمى را تغيير ندهد .
«
فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً
- پس اگر كسى كه صاحب حق است كم خرد يا ناتوان باشد ، » كه اين ناتوانى ممكن است بر اثر بيمارى يا خردسالى بوده باشد ، «
أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ
- يا نتواند آنچه را كه بايد نوشته شود املا كند ، » «
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ
- پس ولى او بايد بنويساند ( املا كند ) ، و دو گواه مرد را به گواهى گيريد ، » بر روى يك ورقهء رسمى .
«
فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ
- و اگر دو مرد نباشد ، پس يك مرد و دو زن از گواهانى كه به ايشان خرسندى مىدهيد ( چنين كنيد ) . » يعنى از كسانى كه به سبب طرف اعتماد بودن ايشان گواهى آنان پذيرفته مىشود ، ولى آيا به چه دليل زن در گواهى دادن نسبت به مرد عقب افتاده است ؟
سبب آن است كه زن گاه به ياد آن گواهى كه داده است ، به سبب منصرف شدن از آن ، نمىافتد ، چه معمولا اشتغالهاى خانگى از گونهء ديگر دارد ، و