تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
[ 256 ] اين است پروردگار ما ، و اين است برترى و بزرگى او ، و اين است قدرت و سلطنت او ، آيا با اين همه / 445 جز او براى خود معبودى يا رهبرى براى خود برمىگزينيم كه پروردگارمان به آن خرسند نباشد ؟ قلبى كه با ايمان به خدا آباد شده ، چگونه مىتواند به بزرگداشت كسى جز او بپردازد ، يا الاهى سواى اللَّه را بپرستد ، و چگونه عليه ناچيزانى كه به ناحق در زمين طغيان مىكنند و مردمان را به فرمانبردارى از خود مىخواند مىتواند شورش نكند ؟ «
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
- در دين اجبار و اكراه نيست ؛ راه راست از بيراهه بازشناخته شد . » و نيازى به گفتار ديگر نيست ؛ غير از خداى يگانه خدايى نيست ، و بر مردم است كه او را ولى و سرور خود بدانند و از پذيرفتن شريكان خدا و طاغوتان بپرهيزند . «
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
- پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خدا ايمان آرد ، به حلقهء مطمئن چنگ زده كه بريده نمىشود ، و خدا شنوا و دانا است . » چرا كه آزادى و انسانيت را بازپس گرفته ، و توانسته است نيروها و كارمايه‌هاى خود را در راهى استوارتر مورد بهره‌بردارى قرار دهد ؛ و كدام نيرو قويتر از انسانى است كه به طاغوت كفر ورزد ، و در برابر هر سلطه‌اى كه او را به بندگى و اسباب بهره‌كشى خود مىخواند سر به طغيان بردارد ، و سپس به خدا ايمان آرد و قلب خود را به اعتماد و آرزو و تواضع در برابر حق و تسليم به آن آباد سازد ؟ ! نيروى حقيقى در اين جهان نيروى آزادى ( كفر به طاغوت ) و نيروى حق ( ايمان به خدا ) است . و خدا به يارى خود هر كه را بخواهد تأييد مىكند ، و او شنوا است و آنچه را كه از كفر و ايمان بر زبان شما روان مىشود مىشنود ، و به هر نيت صالح يا پليدى كه در جان خود پنهان داريد دانا و آگاه است . [ 257 ] در زندگى يك سلطهء حقيقى وجود دارد - كه در سلطان خدا تجسم پيدا مىكند - و قضا و قدر ، و در نتيجه سنتهاى حتمى و نظامهاى تحول ناپذير