تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
بودن به تفكر متوجه اين نيازمندى خود به تفكر شود . و انديشيدن سالم نخستين شرط لازم براى نيرومندى در زندگى است . و لذا قرآن حكيم گفته است كه ايمان داشتن به خدا به صاحب آن آزادى مىبخشد ، و آزادى وسيلهء دست يافتن وى به نيرو ( تمسك به حلقهء محكم ) و دانش ( بيرون آمدن از تاريكيها به روشنى ) مىشود . ولى كدام ايمان است كه به ما نيرومندى و دانايى عطا مىكند ؟ ايمان انديشيده و فهميده است نه ايمانى كه با زور و اكراه پيدا شده باشد كه آن خود نيز گونه‌اى از قبول بردگى و خضوع در مقابل طاغوت است . اگر ملتى از آن روى به خدا مؤمن شود كه سلطهء سياسى او را بر اين كار مجبور كرده است ، اين را مىتوان آزادى خواند يا بردگى ؟ طبيعى است / 447 كه چنين ايمانى چيزى جز بردگى نيست ، و اگر سلطهء سياسى آن را به كفر فرمان دهد كافر خواهد شد . و لذا قرآن در آغاز بحث از آزادى دينى گفته است كه
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ »
. [ 258 ] نمايندهء سلطهء شرعى حقيقى در زندگى كيست ، خدا يا طاغوتها ؟ آن كسى است كه زندگى را به هر كس كه خواهد مىبخشد ، و در آن هنگام كه بخواهد مرگ را براى او مقدر مىكند ، و زندگى را با بخشيدن نعمتهاى بيشمار استمرار مىبخشد ، و خورشيد را كه هر بامداد دنيا را از گرمى و روشنى و زندگى پر مىكند به حركت درمىآورد ؛ چه كس جز خدا چنين مىكند ؟ ولى ستمكاران نمىفهمند . «
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ
- با خبر نشدى از آن كس كه با ابراهيم دربارهء پروردگار ابراهيم كه به او پادشاهى داده بود محاجّه مىكرد ؟ پس به جاى آنكه شكرگزار پروردگار خود باشد كه به او ملك و سلطنت بخشيده بود ، عليه او برخاست و در زمين طغيان كرد . » «
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
- در آن هنگام كه ابراهيم گفت : پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ، » و همچون تو كه طاغوتى عاجز و ناتوان نيست :