چيزى نياز ندارد و چيزها قائم و ايستادهء به او است و هيچ چيز از او بىنياز نيست . و در اين جا قرآن خدا را به ميانجيگرى دو صفت ( الحى - القيوم ) به ياد ما مىآورد ، و بعضى از مظاهر اين دو صفت را بيان مىكند و مىگويد :
«
الْحَيُّ الْقَيُّومُ
- زندهء قائم به خويش . » پس از مظاهر صفت زنده بىنيازى او از چرت و خواب است :
«
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
- چرت زدن و خوابيدن به او راه ندارد . » / 443 از مظاهر زنده اين است كه پروردگار ما قدرت گسترده دارد و مالك هر چيز است و فرمان و خواست يا مشيّت او در هر چيز روان است ، چرا كه :
«
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
- هر چه در آسمانها و در زمين است از آن او است ، » و از همين روى از هر كس بىنياز است .
«
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ
- چه كس مىتواند بىاذن و فرمان وى در نزد او شفاعت و ميانجيگرى كند . » پس كسى نمىتواند خدا را بر كارى مجبور كند ، بلكه تنها مىتواند از او بخواهد ، كه اگر خدا خواسته باشد اين خواهش را برآورده مىسازد ، و اگر نخواهد چنين نمىكند .
شاهان زمين ، در استيلاى خود بر مردم ، به مجموعهاى از صاحبان نفوذ اعتماد مىكنند ، و اينان از وابستگان به خود در نزد شاه به شفاعت مىپردازند ؛ ولى هيچ كس ، حتى پيامبران و فرستادگان خدا و ملائكه مقرب او در كار كسى دخالت ندارند و چيزى جز بندگان محترم نيستند .
و از مظاهر نام زنده ، علم خدا است به هر چيز ، و برترى او از اين كه عقلها بتواند به آستانهء او بالا رود .
«
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ
- آنچه را كه پيش رو و پشت سر دارند مىداند ، » و علم واسع خدا همهء كرانههاى بشر را فرامىگيرد ،