و از جايى به جايى ديگر نقل [ 1 ] كرده باشد .
قسم بيست و هفتم : آنكه در آن سى و سه نفر شتر لازم است
چون مأمومه و آن جراحتىاست درسر كه بهخريطهء دماغكه آنرا امّالرأس مىگويند رسيده باشد ، و بعضى از مجتهدين خونبهاى آن را سى و سه شتر و ثلث شتر گفتهاند « 1 » .
قسم بيست و هشتم : آنچه در آن سى و سه نفر شتر و زيادتى ارش لازم است
چون دامغه [ 2 ] و آن زخمى است در سركه خريطهء دماغ را بشكافد ، و دور است كه آدمى با اين زخم زنده بماند .
قسم بيست و نهم : آنكه در خونبهاى آن قياس به همان عضو بايد كرد
چون حارصهء دست مثلًا ، چه در آن نصف شتر بايد داد .
قسم سىام : آنچه در آن ده مثقال طلا لازم است
و آن سه امر است :
اوّل : شكستن ضلعى كه نزديك بازو باشد .
دوم [ 3 ] : منى را بىرخصت زن آزاد دائمى بيرون فرج او ريختن ، چه در اين صورت بر او لازم است كه ده مثقال طلا به آن زن دهد . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] هرگاه استخوان را ازجائى بهجائى ديگر نقل كرده باشد در او پانزده شتر ديه ثابت است مگر اينكه موضحه هم باشد كه در اين صورت مجنى عليه مىتواند كه قصاص كند به قدر ايضاح و ده شتر هم بگيرد . ( تويسركانى )
* در منقله پانزده شتر است . ( يزدى )
[ 2 ] در آن ثلث ديه است در ارش تأمّل است . ( يزدى )
[ 3 ] لزوم ديه در اين دو صورت احوط است . ( تويسركانى )
[ 4 ] بر قول بعضى و لكن معلوم نيست . ( يزدى )
( 1 ) شيخ طوسى ، مبسوط 7 : 122 . علّامهء حلّى ، قواعد 3 : 690 . شهيد ثانى ، روضه 10 : 273 و 274 و مسالك 15 : 460 .