اوّل : هر گاه استخوان عضوى را بشكنند آنگاه نيك شود .
دوم : هر گاه استخوان عضوى را بكوبند و بعد از آن نيك شود چهار خمس خونبهاى كوفتن لازم است .
قسم بيستم : آنچه هشت يك خونبها در آن لازم است
چون بريدن يك سر پستان مرد .
قسم بيست و يكم : آنچه در آن يك نفر شتر لازم است
چون حارصه ، و آن زخمى است در سر كه پوست را بشكافد .
قسم بيست و دوم : آنچه در آن دو نفر شتر لازم است
چون داميه ، و آن زخمى است در سر كه از پوست گذشته به گوشت رسيده باشد وبسيار فرونرفته باشد .
قسم بيست و سوم : آنچه در آن سه نفر شتر لازم است
چون باضعه ، و آن زخمى است در سركه در گوشت فرو رفته باشد و آن را متلاحمه نيز گويند .
قسم بيست و چهارم : در انچه چهار نفر شتر در آن لازم است
چون سمحاق - به كسر سين و سكون ميم - و آن زخمى است در سركه از گوشت گذشته بهپوست نازكى كه استخوان را پوشيده است رسيده باشد .
قسم بيست و پنجم : آنچه در آن پنج نفر شتر لازم است
چون موضحه ، و آن زخمى است در سركه به استخوان رسيده باشد و آن را ظاهر كرده باشد .
قسم بيست و ششم : آنچه در آن ده نفر شتر لازم است
چون هاشمه ، و آن زخمى است در سر كه به استخوان رسيده آن را شكسته باشد