تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
گوشهاست « 1 » . سوم : مثله ساختن بينى [ 1 ] شخصى . چهارم : كندن دندان زيادتى شخصى ، چه در آن ثلث خونبهاى دندان اصلى است [ 2 ] هر گاه تنها كنده باشد ، امّا اگر با دندان اصلى كنده باشد چيزى در آن لازم نيست . پنجم : بريدن انگشت نر بر قول بعضى از مجتهدين [ 3 ] « 2 » . ) ششم : بريدن انگشت زيادتى ، چه در آن ثلث خونبهاى انگشت اصلى است . هفتم : مثله كردن انگشت [ 4 ] كسى چه در آن ثلث خونبهاى انگشت صحيح آن عضو لازم است . هشتم : كوفتن‌استخوان هرعضوى ، چه درآن ثلث خونبهاى آن‌عضو لازم‌است . [ 5 ] نهم : شكافتن هر دو لب آدمى به‌طريقى كه دندانها نمايان شود ، چه در آن ثلث خونبهاى هردو لب لازم است ، خواه تمام لبها شكافته شده باشد و خواه بعضى . دهم : شكافتن يكى از لبها و در آن ثلث خونبهاى لب لازم است .

قسم هفدهم : آنچه در آن دو ثلث خونبهاى آن عضو لازم است

و آن چهار امر است : اوّل : شل گردانيدن انگشتان صحيح ، خواه از دست باشد و خواه از پاى .
هامش
[ 1 ] يعنى قدرى از يك طرف آن بريدن . ( يزدى ) [ 2 ] بنابر قول بعضى و بعيد نيست ارش باشد . ( يزدى ) [ 3 ] و اظهر عشر ديه است چنان كه گذشت . ( يزدى ) [ 4 ] يعنى بريدن يكى از بندهاى آن لكن در ابهام چون دو بند است در هر يكى نصف ديهء ابهام‌است . ( يزدى ) [ 5 ] بنا بر مشهور ، لكن اطلاق حكم خالى از اشكال نيست . ( يزدى ) ( 1 ) كافى 7 : 312 ، حديث 10 و 5 . وسائل 29 : 337 و 378 ، حديث 1 و 3 . ( 2 ) شيخ طوسى ، خلاف 5 : 211 مسألهء 93 و صفحه 248 مسألهء 50 . ابن حمزه ، وسيله : 452 . ابن زهره ، غنيه : 418 . قطب الدين كيدرى : 506 .