قصد نكرده باشد بهقول بعضى از مجتهدين « 1 » .
يازدهم : چاه كندن در راه و طلبيدن كسى را تا در آن بيفتد و بميرد ، و سگ درنده را برگرفتن كسى حريص كردن تا آنكه او را بكشد ، بهشرطى كه آنكس را ممكن نباشد خلاص شدن .
دوازدهم : پيش شير انداختن كسى را ، به شرطى كه مذكور شد .
سيزدهم : پيش مار انداختن كسى را تا آنكه او را بگزد و بميرد .
چهاردهم : در چاه انداختن كسى را كه در آن چاه بميرد .
پانزدهم : گواهى دادن به دروغ به كشتن كسى جهت قصاص و كشتن آنكس بهگواهى او ، به شرط آنكه ولى كه قصاص كرده نداند كه او دروغ گفته ، امّا اگر داند قصاص بر ولىّ است .
فصل دوم : در بيان شروط قصاص كردن
بدانكه در قصاص هفت امر شرط است :
اوّل : مساوى بودن هردو در آزادى و بندگى ، پس مرد آزاد را بهعوض بنده نمىكشند ، مگر آنكه آزاد بندهء بسيار بكشد كه در اين صورت او را مىكشند . [ 1 ] و مرد آزاد را جهت مرد آزاد و جهت زن آزاد مىكشند بعد از آنكه ردّ كند - يعنى نصف ديت مرد را بهورثهء او دهند - و زن آزاد را بهعوض زن آزاد و مرد آزاد مىكشند امّا ردّ نمىكنند برقول اقوى . و قصاص مىكنند به جهت آزاد و بنده از بنده .
دوم : مساوى بودن در دين ، پس مسلمان را جهت كافر قصاص نمىكنند ، بلكه اگر جهود را كشته باشد تعزيرش مىكنند و ديت مىدهد ، چنانچه خواهد آمد . و اگر عادت كند بهكشتن جهود قصاص لازم است چنانچه مذكور شد بعد از آنكه زيادتى ديت
هامش
[ 1 ] - گذشت كه مشكل است . ( يزدى )
( 1 ) شيخ طوسى ، خلاف 5 : 162 ، مسألهء 22 و مبسوط 7 : 19 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 464 . محقّق ، مختصر نافع : 284 . علّامه ، مختلف 9 : 460 . شهيدثانى ، مسالك 15 : 80 و 81 .