دوم : خواستگارى كردن زنى كه در عدّهء [ 1 ] رجعيّه باشد خواه به صريح و خواه به كنايه . و در عدّهء وفات خواستگارى به صريح حرام است ، امّا به كنايه جايز است .
سوم : عقد كردن وكيلِ زن ، او را براى خود . [ 2 ]
چهارم : نكاح كردن كسى كه احرام بسته باشد .
پنجم : نكاح كردن زن مسلمانى را به كافر .
ششم : تزويج كردن زن مؤمنه جهت سنّى . و بعضى از مجتهدين [ 3 ] اين را مكروه مىدانند « 1 » .
هفتم : تزويج كردن مسلمان زن كافره را . [ 4 ]
هشتم : غارت كردن چيزى كه در عروسى نثار كنند هرگاه دانند كه صاحب آن راضى نيست .
و امّا بيست و شش امر مكروه :
اوّل : ترك نكاح كردن جهت ترسيدن از پريشانى و مفلسى .
دوم : نكاح كردن به قصد مال و جمال ، چه در حديث از ائمهء معصومين عليهم السلام وارد شده كه « اگر كسى زنى را به قصد مال و جمال نكاح كند از هر دو محروم مىشود ، و اگر به قصد سنّت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نكاح كند حضرت حقّ سبحانه و تعالى هر دو را به او روزى كند » « 2 » .
) سوم : عقد كردن در وقتى كه قمر در برج عقرب باشد .
هامش
[ 1 ] - حرمت خواستگارى در عدّه معلوم نيست اگر چه مشهور است و احوط است . ( تويسركانى )
[ 2 ] حرمت اين نيز معلوم نيست . ( تويسركانى )
* مگر آنكه قرينه بر تعميم باشد . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] اين قول اقوى است . ( تويسركانى )
[ 4 ] حرمت تزويج اهل كتاب معلوم نيست ، اگر چه احوط است . ( تويسركانى )
( 1 ) ابن حمزه ، وسيله : 291 . محقّق ، شرايع 2 : 300 و مختصر نافع : 180 .
( 2 ) كافى 5 : 333 ، حديث 3 . وسائل 20 : 49 ، حديث 1 .