بيست و چهارم : منع كردن زن از عيادت و تعزيت خويشان .
بيست و پنجم : ريختن منى در غير فرج زن آزادى كه بهعقد دوام او را خواسته باشد بىاذن او . و بعضى از مجتهدين [ 1 ] اين را حرام مىدانند « 1 » و هر گاه اين عمل كند سنّت است كه ده مثقال طلا ديت نطفه به آن زن دهد . امّا در متعه ، و شيردهنده ، و عقيم ، و زنان مسنّ ، و سليطه ، و كنيز ، بىاذن ايشان جايز است . [ 2 ]
بيست و ششم : خوابيدن ميان دو زن آزاد ، امّا ميان دو كنيز مكروه نيست .
فصل دوم در بيان شروط عقد نكاح دايمى :
و آن شانزده است :
اوّل : ايجاب ، چون « زوَّجتُك » يعنى زن گويد به مرد كه : تزويج كردم تو را .
دوم : قبول ، چون « قبلتُ النكاح » يعنى مرد گويد : قبول دارم نكاح را ، و « قبلتُ » گفتن بىآنكه لفظ نكاح را به آن ضَمّ كنند نيز كافى است ، و اگر در لفظ ايجاب و قبول موافقنباشند چنانچه مذكور شد [ 3 ] جايزاست ، ومقدّم داشتن ايجاب برقبول لازم نيست .
و اگر هريك از زن و شوهر شخصى ديگر را وكيل كنند وكيل زن چنين گويد :
« زوَّجتُ مُوكِّلتي من مُوكِّلك » يعنى نكاح كردم وكيل كنندهء خود را جهت وكيل كنندهء تو پس وكيل مرد گويد : « قبلتُ لمُوكّلي » يعنى قبول كردم نكاح را جهت وكيلكنندهء خود .
سوم : هريك از ايجاب و قبول را به صيغهء ماضى گويند [ 4 ] چنانچه مذكور شد ، پس
هامش
[ 1 ] - فرمايش بعضى از مجتهدين را رعايت نمايند . ( صدر )
[ 2 ] در بعضى از اين مذكورات خالى از اشكال نيست . ( يزدى )
[ 3 ] به اينكه در ايجاب بگويد : زوّجتك ، و در قبول بگويد : قبلت النّكاح . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 4 ] ظاهر اين است كه ماضويّت شرط نيست ، بلكه قصد انشاء زوجيّت از لفظ كافى استو همچنين عربيّت شرط نيست . ( تويسركانى )
* بنابر احوط . ( نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) شيخمفيد ، مقنعه : 516 . شيخطوسى ، مبسوط 4 : 267 و خلاف 4 : 359 . شهيد اوّل ، لمعه : 174 .