را بر طرف كند . [ 1 ] و اگر ندانسته به آن مجلس رود پس اگر قدرت داشته باشد واجب است كه برخيزد و برود ، و اگر رفتن از آن مجلس دشوار باشد در نشستن آنجا گناه ندارد .
و اگر مجلس [ 2 ] عروسى مشتمل بر صورتهاى غير سايهدار باشد بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر آن صورتها در قاب و قالى و فرش باشد جايز است رفتن به آن مجلس « 1 » .
و بعضى گفتهاند كه : اگر بر بالش باشد نيز رفتن به آنجا جايز است « 2 » .
و گر دو كس به يك دفعه كسى را به عروسى خبر كنند به خانه آن كسى رود كه به خانهء او نزديكتر باشد .
بيستم : رخصت خواستن از پدر [ 3 ] در عقد كردن دختر بكر .
بيست و يكم : وكيل كردن زن برادر بزرگ را در عقد كردن هرگاه پدر نباشد .
بيست و دوم : اختيار كردن عقد برادر بزرگ اگر هر يك از برادران او را جهت شخصى عقد [ 4 ] كرده باشند .
بيست و سوم : دو ركعت نماز گزاردن هر يك از زن و شوهر پيش از دخول .
بيست و چهارم : دعاى منقول خواندن بعد از نماز هر يك از ايشان را .
بيست و پنجم : امر كردن مردمانى كه آنجا حاضر باشند در وقت دعا خواندن به آنكه آمين گويند .
بيست و ششم : دست برپيشانى زن نهادن و روى او را به قبله كردن پيش از دخول ،
هامش
[ 1 ] - بلكه در اين دو صورت واجب است رفتن . ( صدر )
[ 2 ] اقوى جواز رفتن است در مجلسى كه در او صورت باشد مطلقاً . ( تويسركانى )
[ 3 ] بلكه ترك نشود بنابر احوط . ( دهكردى ، يزدى )
* بلكه احوط است . ( صدر )
[ 4 ] يعنى عقد فضولى . ( صدر )
* و اگر فضولًا هر يك براى كسى عقد كرده باشند اولى اجازه عقد برادر بزرگتر است . ( نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) علّامهء حلّى ، تذكره 2 : 578 .
( 2 ) مصدر سابق .