و مؤمن باشند .
دهم : اختيار زن صاحب جمال كردن ، به شرطى كه مهر او كم باشد و قصد جمال او نكند .
يازدهم : اختيار زنى كردن كه خويش او باشد جهت صلهء رحم . خلاف مر سنّيان را كه ايشان نكاح خويشان را مكروه مىدانند .
دوازدهم : اختيار مؤمنه كردن ، زيرا كه نكاح زنى كه سنّى باشد مكروه است .
سيزدهم : عقد را در نكاح دائمى ظاهر كردن .
چهاردهم : گواه گرفتن بر عقد .
پانزدهم : خطبه خواندن پيش از عقد ، و مىبايد كه اين خُطبه مشتمل باشد بر حمد خداى تعالى و صلوات بر حضرت رسالت پناه و ائمّهء معصومين عليهم السلام و گفتن « الحمدُ للَّهِ » كافى است . و بعضى از سنّيان خطبه خواندن را واجب مىدانند « 1 » .
شانزدهم : شب عقد كردن . خلاف مر سنّيان را كه ايشان در روز جمعه سنّت مىدانند .
هفدهم : ديدن روى و دستهاى زنى كه ارادهء نكاح او داشته باشد و ايستاده و نشسته ديدن او .
هجدهم : طعام دادن جماعتى از فقراى مؤمنان يك روز يا دو روز . و بعضى از سنّيان اين طعام دادن را واجب مىدانند . « 2 » وسنّتاستكه اين طعامدادن در روز باشد .
نوزدهم : اجابت كردن و رفتن به مجلس عروسى و خوردن طعام آن و اگر چه روزهء سنّتى داشته باشد خصوصاً اگر داند كه افطار نكند صاحب طعام آزرده مىشود .
و امّا اگر مجلس عروسى مشتمل باشد بر چيزهاى حرام رفتن به آنجا حرام است ، مگرآنكهكسى باشدكه او را از آن منع تواندكرد ، يا آنكه بهواسطهء خاطراوچيزهاى حرام
هامش
( 1 ) ابن قدامه در مغنى 7 : 433 و نووى در مجموع 16 : 207 و شيخ در خلاف 4 : 249 ، اين قول را به داود نسبت دادهاند .
( 2 ) ماوردى در حاوى كبير 9 : 555 و 556 و ابن قدامه در مغنى 8 : 105 و مجموع 16 : 392 به امام شافعى و بعض اصحاب نسبت دادهاند .