بيست و يكم آنكه : در معاش حدّ وسط را نگاه دارد ، يعنى نه اسراف كند و نه بسيار برخود تنگ گيرد .
بيست و دوم آنكه : در وقت نماز ، اوّل نماز بگزارد آنگاه به تجارت مشغول شود .
بيست و سوم آنكه : اگر كسى جهت او هديهاى بياورد عوض آن دهد .
بيست و چهارم آنكه : درِ دكان خود باز كند و طلب روزى نمايد اگر چه مايه نداشته باشد .
بيست و پنجم : پنهان كردن مال خود را اگرچه از برادر باشد .
بيست و ششم : خريدن املاك .
بيست و هفتم : خواب مقرّر خود را در شب كردن .
بيست و هشتم آنكه : براى تجارت كردن در شهرى نماند كه نقصان به امور دينى او رسد چون ناياب بودن آب به جهت وضو ، پس بايد كه به شهر ديگر انتقال [ 1 ] كند .
بيست و نهم آنكه : بعد از خريدن غلام و كنيز تغيير اسم ايشان بدهد .
سيم آنكه : شيرينى به خورد ايشان بدهد .
سى و يكم آنكه : چيزى به جهت ايشان تصدّق كند .
امّا بيست و شش امر مكروه :
اوّل : داخل شدن به بازار پيش از همه كس .
دوم : مدح بايع و ذمّ مشترى متاع را .
سوم : پوشيدن عيب ظاهر . [ 2 ]
چهارم : سوگند [ 3 ] خوردن در حال فروختن .
پنجم : خريدن و فروختن ميانهء صبح و طلوع آفتاب .
هامش
[ 1 ] البتّه با نبودن ضرر و عسر و حرج ترك انتقال را ننمايند . ( صدر )
* بلكه در بعض صور واجب است انتقال كند . ( يزدى )
[ 2 ] احوط حرمت پوشيدن عيب ظاهر است . ( تويسركانى )
* البتّه ترك پوشيدن عيب ظاهر را نمايند . ( صدر )
* يعنى اعلام نكردن . ( يزدى )
[ 3 ] يعنى سوگند راست . ( دهكردى )