پنجم : كم خريدن و زياده فروختن . [ 1 ]
ششم : پيش از همه كس به [ 2 ] طلب روزى رفتن .
هفتم : دعاى منقول خواندن در وقتى كه ارادهء داخل شدن به بازار كند .
هشتم : دعاى منقول خواندن مشترى پيش از خريدن .
نهم : سه نوبت تكبير و يك نوبت شهادتين گفتن مشترى در وقت خريدن .
دهم : طلب خير و بركت كردن در خريدن و فروختن و سُهولت در آنها .
يازدهم : ابتدا كردن فروشنده به فروختن .
دوازدهم : برابر دانستن خريداران يعنى تفاوت ننهادن ايشان را . امّا اگر علما را جهت فضيلت و علم تفاوت گذارد جايز است .
سيزدهم آنكه : اگر مشترى از خريدن پشيمان شود بايع متاع خود را بگيرد و قيمت آنرا بازدهد .
چهاردهم آنكه : اگر قسمى از اقسام تجارت بر او دشوار شود بهقسمى ديگر كه آسان باشد انتقال كند ، و اگر در شهرى ميسّر نشود به شهر ديگر برود .
پانزدهم : هر گاه خريدار پيدا شود فى الحال بفروشد و مشترى را انتظار نفرمايد .
شانزدهم آنكه : براندك فايده اكتفا كند و بسيار نخواهد ، بلكه بهمقدار قوت يك روزه برمشتريان قسمت كند .
هفدهم آنكه : اگر در متاع او عيبىباشد آنرا اظهار كند ، هر گاه آن عيب ظاهر باشد .
هجدهم آنكه : با كسى معامله كند كه در خير نشو و نما كرده باشد .
نوزدهم آنكه : در خريدن و فروختن قسم نخورد .
بيستم آنكه : قوت يك سال را جمع كند .
هامش
[ 1 ] خصوصاً به كسى كه وعدهء احسان او كرده است . ( تويسركانى )
[ 2 ] قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و سلم : « اللّهم بارك لُامتّى فى بكورها » . وقال الصادق عليه السلام : « تعلّموا من الغراب ثلاث خصال : استتاره بالسفاد ، وبكوره فى طلب الرزق ، وحذره » إلى آخره . وقال صلى الله عليه و آله و سلم : « إذا أراد أحدكم حاجة فليبكر إليها وليسرع المشى إليها » إلى آخره پس عنوان استحباب تبكير است نه پيش از همه كس رفتن . ( دهكردى ، يزدى )