سوم : زياده كردن در قيمت متاع [ 1 ] بعد از آنكه كسىكه ارادهء خريدن آن كرده باشد و عازم صيغه گفتن شده باشد تا آنكه بايع پشيمان شود ، يا كم كردن قيمت آن مثل آنكه در زمان خيار به مشترى گويد كه من مثل اين متاع را بهكمتر از آنچه خريدهاى مىدهم تا آكه مشترى پشيمان شود . و بعضى ازمجتهدين [ 2 ] اين را مكروه مىدانند « 1 » .
چهارم : تفاوت ميانهء نقد و نسيه نهادن در فروختن چيزى . [ 3 ]
پنجم : خريدن و فروختن بعد از نداى نماز روز جمعه .
ششم : زياده كردن در قيمت متاع كسى را كه ارادهء خريدن نداشته باشد تا آنكه مشترى در خريدن آن حريص شود . و در اين صورت اگرچه بيع صحيح است امّا مغبون اختيار فسخ دارد .
هفتم : چهار فرسخ [ 4 ] پيش رفتن بهقافله جهت خريدوفروش تا با جماعتىكهعالم به نرخ شهر نباشند معامله كند . امّا اگر اتّفاقى باشد يا بيشتر از چهار فرسخ باشد رفتن جايز است . و بعضى از مجتهدين اين را مكروه مىدانند . [ 5 ] « 2 » و آيا در اين صورت بيع صحيح است يا نه ؟ ميانهء مجتهدين خلاف است . و هر گاه در آن غبن باشد بايع را دعواى
هامش
[ 1 ] - يعنى دخول در سوم مؤمن و اقوى قول آن بعض است كه مكروه مىداند . ( يزدى )
[ 2 ] قول اين بعض اقوى است . ( نخجوانى )
[ 3 ] حرمت اين معلوم نيست لكن احوط است . ( تويسركانى )
* در يك معامله مثل اينكه بگويد : فروختم نقداً به ده قِران و نسيه به بيست قِران . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 4 ] اقوى اختصاص حكم است به كمتر از چهار فرسخ ، پس چهار فرسخ و بيشتر سفر تجارتمحسوب است و ضرر ندارد ، چنانچه اقوى قول آن بعض است كه مكروه مىداند نه حرام . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 5 ] قول به حرمت احوط است . ( تويسركانى )
( 1 ) محقّق ، شرائع 2 : 20 . علّامهء حلّى ، قواعد 2 : 13 و 14 .
( 2 ) فاضل مقداد ، تنقيح 2 : 39 . شهيد ثانى ، روضه 3 : 297 . محقّق ، شرايع 2 : 20 .