بيست و سوم : آرد خريدن جهت قوتِ خود ، و كراهت خريدن نان از آن بيشتر است « 1 » .
بيست و چهارم : فروختن هريك ازكنيز و فرزند اورا تنها درمدّتدوسال . و بعضى از مجتهدين تا هفت سال گفتهاند . و بعضى ديگر اين را حرام مىدانند . [ 1 ] « 2 » و همين حكم دارد تفرقهء ميان طفل و پدر و جدّ و برادر ، و خواهر گاهى كه مادر نداشته باشد .
بيست و پنجم : فروختن هريك از دو جنس مختلف را به ديگرى نسيه و اگرچه در قدر [ 2 ] مساوى باشند هر گاه قابل كيل و وزن باشد .
بيست و ششم : فروختن آب نهر مملوك و آبى كه به آن احتياج نداشته باشد .
بيست و هفتم : فروختن فرزند كنيزى كه از زنا [ 3 ] حامله شده باشد و بعد از چهار ماه به او دخول كرده باشد . [ 4 ]
بيست و هشتم : سَلَم خريدن شيرهء انگور ، چه احتمال دارد در وقتى كه مشترى خواهد شراب شده باشد .
فصل دوم در آداب تجارت
بدانكه شصت و هشت امر تعلّق به تجارت دارد : دو امر واجب ، و سى و يك امر سنّت ، و بيست و شش امر مكروه ، و نُه امر حرام :
هامش
[ 1 ] - قول به حرمت احوط است . ( تويسركانى )
* البتّه فرمايش بعض از مجتهدين را رعايت نمايند . ( صدر )
[ 2 ] كراهت در صورت مساوات در قدر معلوم نيست ، بلكه مخصوص است به صورت تفاضل و جمعى حرام دانستهاند . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] يا از غير زنا ، لكن حمل از مولايش نباشد كه امّ ولد شده باشد و احوط در صورت مفروضهنفروختن ، بلكه آزاد كردن او است ، چون تغذّى كرده است به نطفهء او . ( يزدى )
[ 4 ] و عزل هم نكرده باشد . ( دهكردى ، يزدى )
( 1 ) يعنى : بهتر است گندم بخرد .
( 2 ) محقّق ثانى ، جامعالمقاصد 4 : 157 . شيخ مفيد ، مقنعه : 545 . شيخ طوسى ، نهايه 2 : 195 .