چه در حديث وارد شده كه : اگر كسى در باغى يك درخت خرما داشته باشد آن را به ميوهء همان درخت [ 1 ] مىتواند فروخت . [ 2 ] « 1 »
سى و هشتم : بيع محاقله ، و آن بيع زراعت [ 3 ] است بههمان جنس بهشرط آنكه از آن زمين حاصل شود .
سى و نهم : بيع طفل و ديوانه و مست و بىهوش و خفته و كسىكه او را به اكراه برآن دارند ، و مفلسى كه او را از مالش حاكم شرع منع كرده باشد .
چهلم : فروختن گروكننده متاعى را كه پيش شخصى گرو كرده باشد بىاذن او .
چهل و يكم : خريدن و فروختن كسى كه در مسجد اعتكاف كرده باشد [ 4 ] امّا آن بيع صحيح است .
قسم پنجم : تجارت و كسب مكروه
آن تجارت و كسبى است كه مشتمل باشد بر وجهى مرجوح ، و آن بربيست و هشت قسم است :
اوّل : فروختن گندم و جو .
دوم : فروختن كفن .
سوم : فروختن بنده ، چه در حديث وارد شده كه : بدترين مردمان كسى است كه بنده
هامش
[ 1 ] هرگاه شرط كند كه خرما از همان درخت باشد مشكل است ، بلى هرگاه به جنس خرما بفروشد جايز است ، هر چند از همان خرما بدهد . ( دهكردى ، يزدى )
[ 2 ] تفصيلى دارد كه بيان آن منافى با وضع حاشيه است . ( صدر )
[ 3 ] بلكه بيع ثمر زراعت است به جنس آن ، بلى احوط اجتناب است از بيع زرع نيز به حبّ ازجنس آن . ( يزدى )
[ 4 ] مگر به جهت ضرورت از براى أكل و شرب و نحو آن در جائى كه توكيل ممكن نباشد . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) كافى 5 : 275 ، حديث 9 . وسائل 18 : 241 ، حديث 1 .