مىفروشد « 1 » .
چهارم : قصّابى و سلّاخى كردن .
پنجم : جولائى « 2 » كردن .
ششم : حجامت كردن به شرط اجرت .
هفتم : زايانيدنِ زنان به شرط اجرت .
هشتم : معامله با ظالم كردن .
نهم : معامله كردن با كُردان و سُفلگان و دونان و صاحب عيب ، چون كسىكه برص و جذام داشته باشد .
دهم : معامله كردن با اهل كتاب چون يهودى و نصارى و مجوس .
يازدهم : صرّافى كردن .
دوازدهم : زرگرى كردن .
سيزدهم : ولىّ طفل به مالِ طفل تجارت كردن . و همچنين تجارت بهمال كسىكه از حرام پرهيز نكند مكروه است .
چهاردهم : خَصىّ كردن و بريدن و كوفتنِ « 3 » خُصيتين حيوان . و بعضى از مجتهدين [ 1 ] اين را حرام مىدانند . [ 2 ] « 4 »
پانزدهم : اجرت گرفتن بركتابت قرآن با شرط ، و عشرهاى « 5 » آن را به طلا نوشتن .
هامش
[ 1 ] البتّه فرمايش بعضى از مجتهدين را رعايت نموده و احتياط نمايند . ( صدر )
[ 2 ] و اين احوط است . ( تويسركانى )
( 1 ) تهذيب 6 : 361 ، حديث 1037 و 1038 . وسائل 17 : 135 و 137 ، حديث 1 و 4 .
( 2 ) پارچه بافى .
( 3 ) در بيشتر نسخهها : غلام .
( 4 ) ابن برّاج ، مهذّب 1 : 345 . حلبى ، كافى : 281 .
( 5 ) نشان كه بر سر ده آيت در قرآن كنند . در زمان قديم رسم قاريان اين بود كه شاگرد خود را هر روز ده آيت سبق مىدادند .