مىشناسد ، از آن پيروى نمىكند و با اين كه به حقانيت حق و اين كه بايد از آن پيروى كرد اعتراف دارد از متابعت آن سرباز مىزند ، چنان كه بسيار اتفاق مىافتد كه انسان در اثر اعتياد به چيزهاى مضر و زيان بخش ، غريزهء انسانى خود را - كه دفع خطر و فرار از ضرر است - پايمال مىكند و به كارى كه مىداند زيان بخش است ، اقدام كند - مثل معتادان به دخانيات و الكل و مخدرات - .
قرآن كريم انسان را به واقع بينى و پيروى حق دعوت مىكند و در اين باره اصرار و پافشارى زياد مىنمايد و با بيانهاى گوناگون از مردم درخواست مىكند كه غريزهء واقع بينى و پيروى حق را در خود زنده نگهدارند .
خداى متعال مىفرمايد :
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
؛ « 1 »
خلاصه ترجمه : پس از حق جز گمراهى چيزى نيست .
و مىفرمايد :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ »
؛ « 2 »
غير از مردمان با ايمان كه داراى عمل صالح هستند و از حق پيروى كرده و يكديگر را به پافشارى در حق سفارش مىكنند همه مردم زيانكارند .
روشن است كه اين همه سفارش خدايى ، براى اين است كه انسان اگر غريزهء واقعبينى خود را زنده نگه ندارد و در پيروى حق و حقيقت نكوشد ، پاى بند سعادت و كاميابى خود نخواهد بود و هر گفتار و كردار هوسآميز و خوش آيند را دنبال خواهد كرد و گرفتار پندارهاى پوچ و افكار خرافى خواهد شد و آن وقت است كه مانند يك « حيوان چهارپا » از راه خود - كه سرمايه انسانى است - به دور افتاده ، قربانى
هامش
( 1 ) . يونس ، آيه 32
( 2 ) . عصر ، آيه 2 و 3