تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىكردند و روايات زيادى ميان مردم در فضائل آنان و مصونيت دينى صحابه و اين‌كه هر كارى كنند معذورند ، نقل مىشد و در نتيجه معاويه ، هر كارى كه مىكرد ، اگر قابل تصحيح و توجيه بود ، به وسيلهء همين ايادى تصحيح و توجيه مىشد ، و اگر نه ، با بذل و بخشش‌هاى سنگينى دهان معترض را مىبست ! و در جايى كه اين وسائل كارگر نبود ، به دست همين همدستان و هواخواهان صحابى وى ، ده‌ها هزار بيگناه از شيعيان على عليه السلام و از ساير مسلمانان و حتى جمعى از صحابهء پيغمبر كشته شدند . معاويه ، در همهء كارها قيافهء حق به جانبى به خود مىگرفت و با بردبارى و شكيبايى مخصوصى پيش مىرفت و با ملايمت و نرمش خاصى محبت و طاعت مردم را به خود جلب مىكرد و حتى گاهى دشنام مىشنيد و ستيزه مىديد ، ولى با خوش‌رويى و بخشش ، پاسخ مىداد و در چنين زمينه‌اى سياست خود را اجرا مىكرد . او ، از امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام احترام ظاهرى به عمل مىآورد و تحفه و هداياى سنگينى پيش آنان مىفرستاد ، و از سوى ديگر اعلان عمومى مىكرد كه هركس حديثى در مناقب اهل بيت عليهم السلام نقل كند ، هيچ‌گونه مصونيت مالى و عرضى و جانى ندارد ، و هركه حديثى در مناقب صحابه نقل كند ، جايزه دريافت خواهد داشت ! و دستور مىداد كه خطيبان در منابر مسلمانان ، على عليه السلام را ( به طور الزامى ) دشنام دهند و به امر وى ، هواخواهان آن حضرت را هر جا مىيافتند ، سركوب كرده و مىكشتند و در اين كار به اندازه‌اى زياده روى كردند كه حتى جمع كثيرى را كه از دشمنان آن حضرت بودند ، به تهمت دوستى از ميان بردند . از اين بيان معلوم مىشود كه قيام حسن عليه السلام جز به ضرر اسلام تمام نمىشد و جز اين‌كه خون وى و يارانش به هدر رود ، اثرى نمىبخشيد ، و حتى دور نبود كه در اين صورت ، معاويه به دست كسان آن حضرت وى را بكشد و پس از آن براى تسكين افكار عمومى در عزاى وى ، گريبان چاك كند و به مقام خون‌خواهى درآمده قصاص و