ظاهر روششان مختلف مىنمايد ، حتى بعضى گفتهاند : اختلاف نظر اين دو برادر ، به اندازهاى شديد بود كه يكى با داشتن چهل هزار مرد جنگى ! تن به صلح داد و ديگرى با چهل نفر از ياران و اصحاب - غير از خويشان - به جنگ برخاست و تا بچه شيرخوار خود را در اين راه تقديم راه خدا كرد .
و ليكن بررسى دقيق ، خلاف اين نظر را به ثبوت مىرساند ، زيرا ما مىبينيم چنان كه امام حسن عليه السلام تقريباً نه سال و نيم در دوران سلطنت معاويه به سر برد و با او مخالفت علنى نكرد ، امام حسين عليه السلام نيز پس از شهادت برادرش ، تقريباً نه سال و نيم در دوران سلطنت معاويه زندگى نمود و يادى از نهضت نكرده و قد به مخالفت علم نفرمود .
پس ريشهء حقيقى اين اختلاف روش ظاهرى را از اختلاف روش معاويه و يزيد بايد جستوجو كرد ، نه از اختلاف نظر اين دو پيشواى معظم .
روش ظاهرى ، معاويه ، روشى نبود كه روى اساس بىبندوبارى استوار شده باشد و با مخالفت علنى خود ، احكام دين را به سخريه بگيريد .
معاويه خود را يك مرد صحابى ! و كاتب وحى ! معرفى مىكرد و به واسطهء خواهر خود ( كه همسر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امالمؤمنين بود ) « خال المؤمنين » ! « 1 » ناميده مىشد ، و مورد توجه و عنايت شديد خليفه دوم بود و عامه مردم اعتماد كامل و ارادت خاصى نسبت به خليفه دوم داشتند .
علاوه بر اين ، غالب صحابهء پيغمبر را كه مورد احترام و تعظيم مردم بودند - مانند :
ابوهريره ، عمروعاص ، سمره ، يسر ، مغيرة بن شعبه و غير آنها - به حكومت ولايات و ساير كارهاى حساس كشورى گماشته بود كه حسن ظن مردم را نسبت به وى جلب
هامش
( 1 ) . دائى مؤمنان ! . . . چون يكى از همسران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواهر او بود ، و زنان پيامبر را امهات المؤمنين - مادرانمؤمنان - مىنامند ، او هم دائي مؤمنان ! نام گرفت . . .