مىتوانستند از شكنجه و آزار فروگذار نمىكردند و هر روز مشكل تازهاى براى آنان به وجود مىآوردند .
آرى ، محيطى كه تا اندازهاى شباهت به محيط بعد از هجرت پيغمبر اكرم داشته باشد ، همان محيط پنج سالهء خلافت حضرت اميرمؤمنان على عليه السلام و كمى از محيط زندگى حضرت فاطمه و امام حسن و محيط كوچك و چند روزهء امام حسين و ياران وى بود كه حق و حقيقت بىپرده جلوه مىكرد و مانند آيينه پاكى ، وضع عمومى زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را نشان مىداد .
به طور خلاصه مىتوان گفت كه ائمه هدى جز آنچه اشاره رفت ، هرگز قدرت مادى ظاهرى نداشتند تا با حكمرانان و فرمانروايان غاصب وقت ، مخالفت اساسى و علنى كنند و از اين روى ، ناگزير بودند كه در گفتار و رفتار خود طريقه « تقيه » پيش گيرند و بهانهاى به دست حكومتهاى وقت ندهند . با اين همه ، دشمنانشان از هر وسيلهاى كه مىشد ، بهانههايى تراشيده و در خاموش كردن انوار و از ميان بردن آثارشان ، مىكوشيدند !
ريشهء اصلى اختلاف ائمه با حكومتهاى معاصر
حكومتهاى مختلفى كه پس از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در جامعهء اسلامى به وجود آمد و نام « حكومت اسلامى » به خود گرفت ! همه با اهل بيت عليهم السلام مخالفت اساسى داشتند و اين دشمنى آشتىناپذير ، ريشه زندهاى داشت كه هرگز خشك نمىشد .
درست است پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى اهل بيت خود فضايل و مناقبى ذكر فرموده بود كه يكى از مهمترين آنها امتياز « علم به معارف قرآن » و بيان حلال و حرام بود و در نتيجه ، تعظيم و احترام مقامشان به همهء امت لازم بود ، ولى متأسفانه « امت » حق اين توصيه و تأكيد را ادا نكردند .
و درست است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در نخستين روزى كه دعوت خود را علنى كرد و