تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خويشاوندان خود را به اسلام خواند ، على عليه السلام را به جانشينى خود معرفى كرد و در آخرين روزهاى حيات خود نيز در « غدير خم » - و غير آن - تصريح به جانشينى وى فرمود ، ولى پس از رحلت آن حضرت ، مردم ! ديگران را براى جانشينى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله برگزيدند و اهل بيت را از حق مسلم خود كنار زدند و در نتيجه هميشه حكومت‌هاى وقت ، اهل بيت را براى خود رقيبى خطرناك مىشمردند و از ناحيهء آنان ، هراسناك بودند و از امكانات گوناگون ، براى نابود كردن آنان استفاده مىكردند . ولى عميق‌ترين مايهء اختلاف ميان اهل بيت عليهم السلام و حكومت‌هاى اسلامى - كه خود مسئلهء خلافت يكى از فروعات آن بود - چيز ديگر بود . اهل بيت عليهم السلام سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را براى امت اسلامى لازم مىدانستند و حكومت اسلامى را موظف به رعايت و حفظ و اجراى احكام آسمانى اسلام مىديدند ، ولى حكومت‌هاى اسلامى كه پس از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روى كار آمدند ، چنان كه از اعمالشان پيداست ، پاىبند رعايت كامل اجراى احكام اسلام و متابعت سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نبودند . خداى متعال در چند جا از كلام خود ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و هم‌چنين امت اسلامى را از تغيير و تبديل احكام آسمانى نهى مىفرمايد و حتى از كوچك‌ترين تمايل به خلاف يكى از احكام و دستورهاى دينى ، برحذر مىدارد و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در شعاع همين احكام و قوانين غير قابل تغيير و تبديل ، در ميان مردم سيرتى اتخاذ كرده بود كه در اجراى قوانين دينى از جهت زمان و مكان و اشخاص تفاوتى نمىگذاشت . رعايت احكام آسمانى براى همه كس ، حتى خود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله واجب و در حق همه كس لازم‌الاجرا بود و شريعت در هر حال و در هر جا زنده و نافذ بود . و در اثر همين مساوات و عدالت ، هر گونه امتياز را از ميان مردم برداشته بود ، خود آن حضرت كه به امر خدا حاكم و فرمانرواى لازم الاطاعه بود و كمترين امتيازى در زندگى داخلى و خارجى خود ، نسبت به ساير مردم نداشت ، تجملى به كار نمىبرد . هيچ‌گونه تشريفاتى براى مقام حكمرانى خود قرار نمىداد و عظمت و موقعيت خود