يعنى دروغ را راست يا راست را دروغ مىنمايد و اگر قرآن با لهجه زيبا و نظم شيواى خود به شكار دلها مىپردازد ، اين خاصيت زيبايى طبيعى آن است و دخلى به عالم سحر ندارد و اگر از راه لفظ به سوى يك سلسله مقاصد دعوت مىنمايد و معارفى را به مردم يادآورى مىكند كه با شعور انسانى و نهاد خدادادى خود واقعيت و حقانيت آنها را مىفهمند و مردم را به يك رشته رفتار و كردار ، مانند حق شناسى و خيرخواهى و دادگرى و انسان دوستى وامىدارد كه عقل سليم گريزى از پذيرفتن و ستودن آنها ندارد ، جز بيان حقيقت چيزى نيست . اينان عاجز شدند و نتوانستد بگويند قرآن كلامى است كه در اوج كلام بشر قرار گرفته و در زيبايى و دلربايى و بلاغت و دلنشينى رقيب ندارد و اين دليل نمىشود كه كلام خداست .
به عبارت ديگر : هر صفتى يا صنعتى مانند جرئت و شهامت و خواندن و نوشتن و نظاير آنها كه قابل پيشرفت است ، قهراً در تاريخ بشر يك نابغهاى كه به منزلهء برنده نخستين مسابقه باشد ، خواهد داشت و چه مانع دارد كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در زبان عربى ، با نظم مخصوص در درجهء اول بلاغت باشد و در اين صورت كلام او با اينكه كلام بشرى است معارضه شدنى خواهد بود .
سخنوران معاصر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين سخن را نگفتند و از مدعيان قرآن نيز كسى نتوانسته بگويد يا به ثبوت رساند ، زيرا هر صفت و صنعتى كه به دست يكى از نوابغ به اوج ترقى برسد ، هر چه باشد بالاخره امرى است كه از قابليت و استعداد انسانى سرچشمه گرفته مولود طبيعت بشرى است . بدين جهت براى ديگران نيز ممكن است راهى را كه به وسيلهء آن نابغه باز شده ، پيش گيرند و در اثر تلاش و كوشش لازم ، كارى همانند كارهاى همان نابغه و از نوع آن با همان اسلوب ، بلكه بهتر از آن را اگر چه از هر جهت به او نرسد ، انجام دهند با اين حال براى نابغهء نامبرده كه نخستين باز كنندهء راه است ، تنها سمت پيشوايى و پيشقدمى مىماند .
مثلًا نمىتوان در سخاوت بالا دست « حاتم طايى » نشست ، ولى مىتوان كارى
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٢